![]()
RSS
POWERED BY
LoxBlog.Com
|
به ابجدصغیر 22 شیطان22 مقصر22هذیان22 دشمناسلام22عمر22ابابکر22بدبختی22دشمناسلام22نیرنگ22دروغ22کلک22کید22مکارا22روباه22آلوده22ایدز22لواط 22فاحشه22دشمن اسلام22مقصر22عمر 22ابابکر22بدبختی22دشمن اسلام 22 والله اگر کسی بمن این را میگفت کفشش را لیس می زدم و حق را میپذیرفتم سوره سجده آیه22 ان من المجرمین منتقمون 74والشجرتها الملعونه 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان =74 این سه تن باعث 74 فرقه در دین اسلام شدند و قصب خلافت الله را نمودند و حق فرزندان پیامبر و علی را قصب و یگانه دختر رسول الله را به شهادت رساندندسران مشرکان قریش از جمله ابو سفیان قبل از ورود مسلمانان به شهرمکه اسلام آوردند. پیامبر با ندای الیوم یوم المرحمه (امروز، روز رحمت و گذشت است) فرمان عفو عمومی صادر کرد در زمان پیامبرکافران پلید مکه جلوی حج مسلمانان را گرفتندوبه امر خدا فتح مکه صورت گرفتابوسفیان و دیگر کسانی که رحمت پیامبر(ص) شامل حالشان شده بود به «طُلَقا» (به معنای آزادشدگان) معروف شدند، این لقب برگفته از فرمایش پیامبر(ص) که فرمود: «گمان میکنید چه با شما خواهم کرد؟ گفتند: نیکی. برادری کریم هستی و پسرِ برادری کریم. پیامبر فرمود: بروید که شما آزادشدگان هستید در جای دیگر از قول پیامبر(ص) آمده: «الطلقاء من قریش و العتقاء من ثقیف بعضهم أولیاء بعض فی الدنیا و الآخره مردم به این لقب به عنوان ضعف نگاه میکردند و آن را نوعی بدنامی میدانستند18عمر گروه طلقاء و فرزندان آنان را شایسته خلافت نمیدانست و این مطلب را به اهل شورا گوشزد کرد19حضرت علی(ع) در نامهای به معاویه به این مطلب اشاره کرده و وی را از طلقا میداند اگر رهبر اجازه بفرماید فقط یک هفته مکه را بدون خون ریزی آزاد خواهیم کرداین آیه قرآن است که با کافران مکه جهادکنید به ابجد25افق اسلام25دین آدم25آستان مقدسه25مکه 25شیعه 25آل الله25جهاداسلام25 اهل قیام25 قرآنی25باآل قرآن25خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب12 امام در خودش و ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روزسال برائت 673 -132 اسلام = 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 با درد سر دینها 541دشمنه اسلامی 541عمر ابوبکر 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 مرگ کافر 541قاتلی541 عمر ابوبکر 541 به ابجدمنافقان قرآن673- 132اسلام =541 عمر ابوبکر541فتنه ها541دشمنه اسلامی 541اهله شر541 آفت کلی541قاتلی541 برائت673- 132اسلام = 541عمر ابوبکر541فتنه ها 541 پیامبرفرمود بعد ازمن فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها541به ابجدظالم971ظالم971-430 مقصر=541 عمرابوبکر541مجرمین بدین اسلام 541کافرپلید دین اسلام541عمرابوبکر541به ابجد اسلام132به جانه الله132 بدین الله132امام کل132به معجزه 132قلب 132 اسلام 132 یااصل132بدین الله132محبوب دینی132امام کل132+12= 144یعنی114سوره قرآن 114+30جزء آن =144اسلام به ابجدصغیرو کبیر = 144 ضرب 12 امام در خودش=144 یعنی 114 سوره قرآن +30 جزء آن = 144 ضرب 12 امام 12ضربدر12= به ابجد صغیر و کبیر اسلام144به ابجد کبیراسلام 132+12= 144اسلام132+92محمد +110علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال 5+6+3=14معصوم 14عشق14 پادشاهان14 ارباب14بحق14زمان14مستجاب14عشق 14ارباب14خاتمه14اگر تمام دانشمندان اهل سنت و تمام دینها جمع شوند نخواهند توانست مقاله زیبای ابجدریاضی در قرآن بنویسند هر کسی توانست یک مقاله صدصفحه ای بنویسید اینجانب تا آخرعمر برایش مجانی کار خواهم کرد پیامبرفرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25شیعه25کعبه25 آل الله25ارباب جهان25شاه مردان25به امرخدا25 با آل قرآن25شاه مردان25شیعه25اصل حق25آل الله25جلوه خدا25با آل قرآن25شیعه25شاه مردان 25یاپسرانسان25به امرخدا25ارباب جهان25نام الله 25اسم اعظمه25 چشم دینه 25کل جهان25جهاد الله 25مردامت 25ماه تابان25اهل قیام25افق اسلام25 اهله قم25نام آدم25 بار در قرآن آمده آدم باش وحق رابپذیرپیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25شیعه25 آل الله25 کعبه 25علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن برمحراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست سایه پیغمبر ندارد هیچ میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است گفتم که روم سایه لطفش بنشینم گفتا که علی نور بوود سایه ندارد وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ شیعه یعنی در مدار حق و دین قلب شیدایی رسیده بریقین حاتفی گفت دیدم من آن دوش نبی دوره خاتم تا به شانه بود علیا" یا علیا" یا علی بت شکن در کعبه بر دوش نبی اسم اعظم رمز خاتم جانشینه خاتم پیغمبران مولاء علیست نام شیعه 12 بار در قرآن آمده کلمه امام هم 12 بار در قرآن آمده بقرآن رجوع کنیم وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ به ابجد صغیر اشهد ان محمد رسوالله 66 الله 66 به ابجد اسلام 132 بدین 66+66 الله = 132 اسلام +64 دین = 196دین اسلام 196کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196کلید بدین الله 196دین اسلام 196قلب اسلام196اسلامه مهدی 196 ضرب 14 معصوم196 دین اسلام196 میباشدکلیدبدین الله196+189 دین با حق =385 شیعه بدین اسلام 583شبکه نور 583 این عدد نورانی را از راست بخوانید583 میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند 583 محمد علی فاطمه حسن حسن 583 یا ارزش دین 583پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد 583 از راست بخوان583 میشود 385 شیعه پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 با عقل کل اسلام 385 مهدی امام حق دینها 385 بقبله عالم اهل دین 385 اسلام واقعی الله 385 با آل قرآن385یا جمال الهی امام مهدی 385دین ناب الله محمد علی385 با هدف بدینه اسلام 385 دین الله مومن اهل حزب الله 385 یا ارزش دین 583 به ابجد امام 82 مهدی هم به ابجد کبیر و صغیر 82 واجبات الهی 459 -541 فتنه ها عمر ابوبکر= 82 به ابجد صغیر هم واجبات الهی الله = 82 +114 سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196 دین اسلام196 اصوله دین196ضرب 14 معصوم در خودش 196 دین اسلام 196 مجزات و فضايل اميرالمومنين على (ع ) علی بخاطر داشتن علم زیاد و اسم اعظم الهی شبو روز با پیامبر و در خانه پیامبر بود فاطمه مادر شیعیان و علی پدر شیعیان دو شاگرد مکتب حق خاتم الانبیاء بودند همیشه اهل خانه آگاه تربه مسائل نسبت به دشمنان بیرون خانه انداهلبیت پیامبردرخانه پیامبرنداهلبیت پیغمبرمحسوب میشوند ولی دشمنان اهلبیت درخانه پیامبرراه ندارندبیرون خانه جزو سگان محسوب میشوندهمه یاران بیرون خانه پیامبر ادعا کردندسگ پیغمبرند غلام وکنیز یعنی نوکرسگ هم نوکر صاحبش میباشد22تن ازیاران پیامبر به مرض حاری مبتلاء شدند و سرکشی نموده بجای تبعیت از غدیرخم و پیامبر سرکشی نموده وقصب خلافت نمودنددروغ گویان دین اسلام 1473-271 منافق = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت به ابجد خیانت امانت در قرآن به علم ابجد خیانت امانت 1553-351 قرآن = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 بکافران محض1202 احمق پلیدی دشمن خدا 1202 ارتش کفار 1202 بخیانت کاران ابله 1473-271 منافق = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفتبه ابجد خیانت امانت در قرآن به علم ابجد خیانت امانت 1553-351 قرآن = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 بکافران محض1202 احمق پلیدی دشمن خدا 1202 ارتش کفار 1202 بخیانت کاران ابله1473 -271= 1202 -بخیانت کاران ابله1473 - 271 منافق =1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت به ابجد صغیر ریاضی قرآن به ابجد22سگ حاره22مجرمان 22منافقان22دشمن اسلام22لاشخورا22ملحد22لعنت 22بناحقه 22نابحقه22باسرکشان22باک ....ان22دشمن اسلام22مقصر22 شیطان22دشمن اسلام22لعنت22مقصر22هذیان22عمر22 22ابابکر22مقصر22لاشخورا22بدبختی22ملحد22ملحد22شیطان22نیرنگ22منکر22عمر22شیطان 22ابابکر22دروغ22کلک22کید22مکارا22نابکار22روباه22هذیان22عمر22 ابابکر22مکارا22سگ حاره22نیرنگ22لعنت22بناحقه22لعنت 22نابحقه22مقصر22دشمن اسلام22عمر22پررو22دبدبختی22 22ابابکر22بانامرد22خبیسی22نابکار22احمقه22نابحقه22پررو 22درآتشه22دوزخه22دشمن اسلام22عمر22ابابکر22مقصر22 من ازخارسردیوار دانستم که ناحقیواژه « اهل سنّت و سنّی » در قرآن و سنّت در قرآن و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، حتّی در کلمات اصحاب نیز یافت نمى شود .ولی نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ما مثل شما نامرد نیستیم و حق را می پذیریم به ابجد هدف انبیاء 223 -231 نفاق = 12 به ابجد حق12 اسلام 12 حق12 اخلاق12همان12 آل خدا12 امانت12 ساعت 12 ماه های سال 12 اهل 12 انجمن12 نجاتبخش12 اسلام 12حق12پرچم 12نگهبان 12 مقدس 12 رسم 12حق12 پرچم 12اسلام 12 نگهبان 12اسلام 12نام شیعه 12 بار در قرآن آمده نام امام هم 12 بار در قرآن آمده نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 کعبه 25 آل الله 25 با آل قرآن 25 شاه مردان 25 چشم دینه 25 راز خاتم 25 ارباب جهان 25 کل جهان 25 مرد امت 25 ماه تابان 25 پسر انسان 25 کعبه 25 اهل قیام 25 جاده الله 25 آل الله25 با آل قرآن 25
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:خوشا بحال کسانی که آزاد مردند و حق را می پذیرند شما برادر عزیز ما هستی حق را بپذیر و نامرد نباش در زندگی مرد باش و خدا را در نظر داشته باش تا گمراه نشوی در بسیاری از مصادر حدیثی اهل سنت -از جمله معتبرترین کتاب ایشان صحیح بخاری- جریان تاریخی نقل شده است که عمر بن خطاب به رسول اکرم (ص) توهین کرده و به ایشان نسبت هذیان گویی داده است ؛ بخاری این جریان را در موارد گوناگون در صحیحش اورده است که ما به یک مورد اشاره می کنیم : عن ابن عباس قال : لما اشتد بالنبی وجعه قال : ائتونی بکتاب اکتب لکم کتابا لاتضلوا بعده قال عمر : ان النبی غلبه الوجع و عندنا کتاب الله حسبنا فاختلفوا و کثر اللغط قال : قومو عنی و لا ینبغی عندی التنازع. ترجمه : ابن عباس نقل می کند : در روزهای آخر عمر پیامبر(ص) ، زمانی که بیماری رسول الله شدت گرفت ، پیامبر(ص) فرمود : قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم تا بعد از من گمراه نشوید. عمر بن خطاب گفت : درد بر پیامبر غلبه کرده (یعنی هذیان می گوید و کلامش معتبر نیست) قرآن نزد ما است و برای ما بس است. آنگاه اختلاف و سر و صدا بالا گرفت تا اینکه پیامبر(ص) فرمودند : از پیش من بروید که نزاع و درگیری نزد من سزاوار نیست. صحیح بخاری ، جلد 1 ، ص 120 ، ح 112 ، کتاب العلم ، باب کتابه العلم اخبار على (ع ) از آينده آيـات روشـن خـدا در شـاءن عـلى (عـليه السلام ) ويژگيهايى كه خداوند مخصوص على ( عـليـه السـلام ) نـمـوده و مـعـجـزه هـايـى كـه از او ديـده شـده دليـل بـر صـدق امـامـت او و وجـوبپـيروى از او و تثبيت حجّت بودن آن حضرت مى باشد اينگونه آيات و معجزات از جمله رويدادهاىويژه اى است كه خداوند، پيامبر و رسولان خود را به وسيله آنها از ديگران امتياز بخشيد و آنها رانشانه هاى صدق آنان قرار داد.قـسـمتى از اين آيات و نشانه ها در مورد اميرمؤ منان على (عليه السلام ) از روايات بسيار بـه دسـت مـى آيـد، مـانـنـد ايـنـكـه آن حضرت از حوادث آينده خبر مى داد، با اينكه كاملاً آن حـوادثپـوشـيـده بـودند و يا اصلاً در وقت خبر دادن وجود نداشتند و بعد ديده مى شد كه خـبـر او كاملاًمطابق آن است كه خبر داده بود و اين موضوع از روشنترين معجزات پيامبران (عـليـهـم السـلام )بـوده آيـا به گفتار خداوند در قرآن توجّه نداريد كه حضرت عيسى ( عـليـه السـلام ) را با اعطاىمعجزات روشن و نشانه هاى عجيب كه دلالت بر صدق نبوّت اوداشـت مـجـهـّزكـرد بـه طـورى كـهحـضـرت مـسـيـح (عـليـه السلام ) به امّت خودمى گفت :((...وَاُنَبِّئُكُمْ بِما تَاءْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِىبُيُوتِكُمْ ... ))((و از آنچه مى خوريد و در خانه خود ذخيره مى كنيد به شما خبر مى دهم )).و نـظـير آن را كه از نشانه هاى شگفت انگير صدق پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم )است ، در مورد پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) قرارداد از جمله : پيامبر (صـلّى اللّهعـليـه و آله و سـلّم ) از پـيـروزى رومـيـان بـر ايـرانـيـان ، قبل از چند سال از وقوع آن خبر داد براساس وحى قرآنى كه در آغاز سوره روم آمده است :((الَّم # غُلِبَتِالرُّومُ#فِى اَدْنَى الاَْرْضِوَهُمْمِنْبَعْدِغَلَبِهِمْسَيَغْلِبُونَ#فِى بِضْعِسِنِينَ... )).((... رومـيـان مـغـلوب شـدنـد و ايـن (شـكـست ) در سرزمين نزديكى رخ داد، اما روميان بعد ازمـغـلوب شـدن ، بـه زودى پـيـروز مـى شـونـد در چـنـد سال آينده )).و هـمـچـنـيـن پـيـامـبـر (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) در بـاره جـنـگ بـدر، قبل از وقوع آن ازپيروزى مسلمين و شكست دشمن خبر داد، و همانگونه كه خبر داده بود واقع شـد، خبر آنحضرت بر اساس اين آيه قرآن بود كه ((سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ )).((به زودى همه دشمنان شكست مى خورند و از جنگ ، پشت كنند)).خـبـر رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) از پـيـروزى مـسـلمـيـن در جـنـگ بـدر، قـبـل ازآنـكـه وقـوع يـابـد و سـپـس وقـوع آن مـطـابـق خـبـر آن حـضـرت دليل آشكار بر صدق نبوّت آنحضرت بوده و بيانگر ارتباط او با منبع وحى مى باشد.و ازاينگونه نشانه هابسياراست كه مابراى رعايت اختصارازذكرآنهاخوددارى كرديم .به ابجدحسین128امام الهی 128 حسین128 امام الهی 128 کلید دین 128 حسین 128 دین 64+64 = 128 دین دین حسین 128 به ابجد دین الهی 110 نگین 110 دین الهی 110 علی 110به ابجد وصی پیامبر 359-231 ابوبکر=128 حسینبه ابجد برترین دین 926-541عمر ابوبکر= 385 شیعه 385قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام 385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 به ابجد بهترین دینها737-541 عمرابوبکر= 196 ضرب 14 معصوم 196 میباشدبه ابجد خدای کلمات 1106-1202 سه خلیفه= 196 اصول دین 196 دین اسلام 196 حامی بدین الله196 با ضرب 14 معصوم 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 ضرب 14 معصوم در 14 = 196 میباشدبه ابجد با مردان جاهلیت737-196= 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی541 آفت کلی 541 قاتلی 541 مرگ کافر541 به ابجد محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم برادران یوسف اورا به 18 درهم فروختند دختر رسول خدا را در 18 سالکی به شهادت رساندند به ابجد دشمن فاطمه 529+12 امام = 541 عمر و ابوبکر 541 شرما 541قاتلی541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی541 کافر پلید دین اسلام 541 اولین احمقان قاصب541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 آفت کلی541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر541 قاتلی 541 آفتین541 با مردان جاهلیت 737-196 دین اسلام = 541 عمر ابوبکر541 دشمنه اسلامی541 فتنه ها 541 اهله شر541 مرگ کافر 541 حسین یعنی حماسه ساز یاران دین حسین یعنی حما سه ساز دین حسین یعنی حم سین نون و القلم و ما یسطرون حسین یعنی ترسیم کنند خط شهادت در جهان کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128 کلید دین 128سبب دین128128 امام الهی128 ابجد آل الله97 اولین 97 کعبه 97 آل الله 97اولین 97 کعبه 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128 کلید دین 128سبب دین128 حسین (حامی سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حامی سایرین حسین یعنی حماسه تاریخ سایرین حماسه سعادت یاور نام آوران حسین یعنی خورشید ماه عالم قمر بنی هاشم حسین یعنی شمع عباس یعنی پروانه حسین یعنی اقیانوس عباس یعنی دریا دل حسین یعنی قلب اسلام حسین یعنی سرنوشت دین حسین یعنی کلید دین 128 کلید دین 128 حسین 128 حسین یعنی حافظه فراموش نشدنی تاریخ حسین یعنی عاشوراه حسین یعنی کربلاء حسین یعنی کشتی نجات حسین یعنی کعبه دلها حسین یعنی عشق الله حسین یعنی ثارالله حسین یعنی حزب الله حسین یعنی مظلومیت فاطمه حسین یعنی درس آزادگی حسین یعنی اگر دین نداری آزاد مرد باش حسین یعنی تبلیغ دین حسین یعنی مهدی تنها نیست حسین یعنی بسیجیان عالم حسین یعنی حزب الله حسین یعنی فتح مکه حسین یعنی آزادی قدس شریف حسین یعنی ظهور مهدی {عج} کعبه 97+31 اله کلام اصول اسلام رسولان حق کلام حق نور قرآن قرآن ناطق سلامت دین شهر الله المحرم عاشوراه پنج تن 5+12 امام +14 معصوم = 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128به ابجد حسین128 کلید دین 128 امام الهی 128 حکیمن 128 محبوب دینها128 با محبوب الله 128 الکعبه 128 با الزمزم 128 خداوند کعبه و زمزم را بخاطر امام حسین بپا نمود حسینی باش یزیدی نباش اگر دینت کلید ندارد بیچاره عالمی یزیدی نباش حسینی باش به ابجد حسین 128 کلید دین 128 آله محمد128کلید دین128اهل محمد128جان دینی 128با حامی بدین 128 امام الهی 128 کلیددین 128 64+64= 128 کلیددین 128 حسین 128 اهل محمد 128 امام الهی 128سبب دین 128 امام الهی 128کلید دین 128 جان دینی 128 اهل محمد 128 بدین های الهی 128 بهای اهل دینی 128 باماسیدی128 امام الهی 128 باصله128حسین 128 کلید دین 128 امام الهی 128حسین128کلید دین 128جانه جهانی 128 پیامبر فرمود حسین از من و من از حسینم نبی الله128 بهای اله دینی128 اهل محمد 128کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128 جان دینی128128سبب دین 128 اهل محمد 128 حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد128 کلید دین 128با جانه الله 128 با کله دینها 128 بهای اهل دینی 128 حسین128 سبب دین 128جانه جهانی128 یاگنج دین128موج دینی 128 امام الهی 128 کلید دین 128 سبب دین 128 دین آزاده الهی 128 حسین 128 جان دینی 128به ابجد دین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین به ابجد دین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید دین 128 اهل محمد 128=حسین128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128= 12 امام پدر برادر و فرزندانحسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسینمیباشندبه ابجد جان خدای 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین 128کلید دین 128 امام الهی 128دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین 128 جانه جهانی 128 جانه دینه 128وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین128 128 اهل محمد 128سبب دین 128 دین جانباز 128 حسین است 128 یعنی 8 ضربدر2= 16+1= 17 نماز 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء 12 امام 12+5 تن = 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسین128 دین جانباز 128 نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدنددین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید«مااز کسانی هستیم که میدانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمیدانند وشیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیهالسلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را
«ما از کسانی هستیم که میدانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمیدانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 مردانی طلایی 365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم در مـورد امـيـرمـؤ مـنان على (عليه السلام ) درباره اخبار او از آينده و معجزات ديگر نيز ازمـسـلّمـات اسـت كـه هـيـچ كـس نـمـى تـوانـد آن را انـكـار كـنـد مـگـر از روى نـاآگـاهـى يـا جهل وظلم و كينه توزى ، چرا كه روايات بسيار و قاطع ، اين موضوع را اثبات مى كند و صـفـحـات تـاريـخگـواهـى مـى دهـد و دانـشـمـنـدان سـنـّى و شـيـعـه آن را نـقـل كـرده انـد مـانـنـد ايـنـكـه : آنحـضـرت پـس از آنـكـه بـعـد از قتل عثمان ، مسلمين با او بيعت كردند قبل از جنگ با ناكثين (طلحهو زبير) و قاسطين (معاويه و پـيروانش ) و مارقين (خوارج نهروان ) خبر از آينده داد و فرمود:((منماءمور شده ام كه با اين سه فرقه ، بجنگم )) و همانگونه كه خبر داده بود، همانطور شد.و آن حـضـرت در مدينه به طلحه و زبير كه در ظاهر عازم مكّه بودند و از آن حضرت اجازه رفتن بهمكّه براى انجام عمره گرفتند، فرمود:((سوگند به خدا! آنان عزم رفتن به مكّه را نـدارنـد، بـلكـهعـازم بـصـره (بـراى راه انـدازى جـنـگ جَمَل ) هستند)) و همانگونه كه خبر داده بود همانطور شد.و در اين مورد به ابن عبّاس فرمود:((من به آنان اذن (رفتن به مكّه ) را دادم ، با اينكه به نـيـرنـگ وتـوطـئه آنان آگاه مى باشم و از پيشگاه خدا، پيروزى بر آنان را مى طلبم و خـداونـد به زودى نقشهآنان را نقش برآب مى كند و توطئه آنان را خنثى مى نمايد و مرا بـر آنـان پـيـروز مـى گرداند)) وهمانگونه كه آن بزرگوار خبر داده بود، عين آن واقع شد.اينك در اينجا به چند نمونه ديگر از معجزات على (ع ) توجّه كنيد.1 ـ داستان ابن عبّاس و تحقق پيش بينى على (ع )مورد ديگر اينكه : حضرت على (عليه السلام ) در محلّ ((ذى قار)) (نزديك بصره ) نشسته بـود و ازمـردم براى (جنگ با ناكثين ) بيعت مى گرفت ، به آنان فرمود:((از جانب كوفه هزار نفر ـ نه يك نفركم و نه يك نفر زياد ـ به سوى شما مى آيند و با من تا پاى ايثار جان ، بيعت مى كنند)).((ابـن عـباس )) مى گويد: من از اين خبر، پريشان شدم و ترسيدم كه مبادا يك نفر از هزار نفر كميا زياد گردد، آنگاه موجب شك و ترديد و دهن كجى منافقين شود (كه بگويند ديدى عـلى (عـليـهالسـلام ) دروغ گـفت ) همچنان اندوهگين بودم ، كم كم جمعيّتى از جانب كوفه آمدند آنان راشمردم 999 نفر بودند، ديگر كسى نيامد، با خود گفتم :((اِنّا للّهِِ وَاِنّااِلَيْهِ راجـِعـُونَ )) سـخـن على(عليه السلام ) را چگونه بايد توجيه كرد، همچنان در فكر فرو رفـتـه بـودم ، ناگهان شخصى را ديدمكه از جانب كوفه مى آيد، وقتى نزديك آمد، ديدم لباس موئين پوشيده و شمشير، سپر و آفتابه بههمراه دارد، به حضور اميرمؤ منان على ( عليه السلام ) رفت و عرض كرد:((دستت را دراز كن تا باتو بيعت كنم )).على (عليه السلام ) فرمود:((براى چه هدفى بيعت كنى ؟)).او گـفـت :((بـيـعـت با تو كنم كه پيرو و گوش به فرمان تو باشم و در ركاب تو تا ايثار جان با دشمنبجنگم و در اين راستا بميرم و يا خداوند پيروزى را نصيب تو كند)).امام على (عليه السلام ) به او فرمود:((نامت چيست ؟)).او عرض كرد:((من اويس هستم )).ـ به راستى تو اويس قرنى هستى ؟.ـ آرى .امـام عـلى (عـليـه السـلام ) فـرمـود:((اَللّهُ اَكـْبـَرُ! حـبـيـبـم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) به من خبر داد كه من مردى از اُمّتش را ملاقات مى كـنـم كـه ((اويـس قـرنـى )) نـام دارد، او ازافـراد حـزب اللّه اسـت و از حـزب رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى باشد، مرگشقرين شهادت است و از شفاعت او (در قـيـامت ) جمعيّتى به تعداد نفرات دو قبيله (بزرگ ) ربيعه ومُضّر، وارد بهشت مى شوند)).((ابـن عـبـّاس )) مـى گويد:((سوگند به خدا! شادمان شدم و اندوهم در مورد هزار نفر (كه كم وزياد نشود) برطرف شد)).2 ـ از جا كندن دَر عظيم خيبريـكـى از كـارهـاى عـجـيـب عـلى (عـليـه السـلام ) كـه روايـات بـى شـمـار در نقل آن آمده و همهعلما و دانشمندان از سنّى و شيعه آن را پذيرفته اند داستان از جا كندن درِ عـظـيـم ((قـلعـهخـيـبـر)) (در مـاجراى جنگ خيبر در سال هفتم هجرت ) توسّط اميرمؤ منان على (عـليـه السـلام )اسـت ، درى كـه بـه قـدرى سـنـگـيـن بـود كـه كـمـتر از پنجاه نفر كسى تـوانـايـى جـا بـه جايى آنرا نداشت ، ولى على (عليه السلام ) به تنهايى آن را از جا كند و به كنار انداخت .عـبـداللّه پـسـر احـمـد بـن حـنـبـل بـه سـنـد خـود از جـابـر بـن عـبـداللّه انـصـارى نـقـل كـرده كه :((پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در جنگ خيبر، پرچم بزرگ جنگ را بـه عـلى (عليه السلام )داد، پس از آنكه براى او دعا كرد، على (عليه السلام ) شتابان بـه سـوى قـلعـه خيبر روانه شد،ياران مى گفتند:((مدارا كن )) (كه به تو برسيم ) تا اينكه آن حضرت به قلعه رسيد و در عظيم آن رابا دست خود از جا كند و به كنار انداخت ، سپس هفتاد نفر از ما همزور شديم تا آن در را از زمينبرگردانيم و كوشش فراوان براى اين كار كرديم )).و ايـن تـوان و قـدرت فـوق العاده از ويژگيهاى على (عليه السلام ) بود و هيچ كس نبود كه مانند اوباشد و چنين كار دشوارى را انجام دهد، خداوند او را به اين ويژگى اختصاص داد و آن را نشانه ومعجزه او ساخت .3 ـ مسلمان شدن كشيش بزرگ مسيحى و شهادت اويـكـى از روايـات مـشـهـور كـه از طـريـق اسـنـاد شـيـعـه و سـنـّى نـقـل شـده ، حـتـى شـاعـرانآن را بـه شـعر درآورده اند و سخنوران آن را در خطبه هاى خود گـفـتـه انـد و دانـشـمـنـدان وانـديشمندان آن را روايت نموده اند، داستان راهب (كشيش و عابد مسيحى ) در سرزمين كربلا وجريان سنگ (و چشمه آب ) است كه شهرت اين داستان ما را از زحمت ذكر سند بى نياز مىسازد و آن داستان اين است كه گروهى روايت كرده اند:((در ماجراى جنگ صفّين (در سال 36 هجرى ) على (عليه السلام ) با ياران از (كوفه به سـوىصـفـّيـن ) حـركـت مـى كـرد، در بـيـابـان آبـشـان تمام شد و تشنگى سختى آنان را فـراگـرفـت ،در جـسـتـجـوى آب بـه چپ و راست جاده رفتند و كند و كاو نمودند ولى آبى نيافتند.امـيـرمـؤ مـنـان على (عليه السلام ) از جادّه بيرون آمد و با ياران به سوى بيابان رهسپار شـدنـد،نـاگـهان چشمشان به عبادتگاهى افتاد، على (عليه السلام ) ياران خود را به آن عبادتگاه برد،وقتى به نزديك آن رسيدند، شخصى به دستور على (عليه السلام ) راهب داخـل عـبـادتـگـاه راصـدا زد از صـداى او راهب سرش را (از سوراخ دَيْر) بيرون آورد، على (عـليـه السـلام ) بـه اوفـرمـود:((آيـا در ايـنجاها آب پيدا مى شود؟، تا اين همراهان از آن بياشامند و سيراب گردند؟)).راهب گفت :((اصلاً در اين نزديكيها آب نيست ، از اينجا تا محلّ آب بيش از دو فرسخ راه است وبـراى مـن هـرمـاه مـقـدارى آب مى آورند كه اگر در آن صرفه جويى نكنم از تشنگى مى ميرم )).اميرمؤ منان على (عليه السلام ) به همراهان فرمود:((آيا سخن راهب را شنيديد؟)).گـفـتـند:((آرى ، آيا دستور مى دهى ، به آنجا كه راهب اشاره كرده براى دستيابى به آب برويم ،فعلاً توانايى داريم ، بلكه به آب برسيم )).عـلى (عـليه السلام ) فرمود: نيازى به آن نيست ، سپس گردن استر سواريش را به جانب قـبـلهكـرد و بـه مـحـلّى در نـزديـكـى آنـجـا اشـاره نـمـود و بـه هـمـراهـان فـرمـود:((ايـن محل را بكنيد)).هـمـراهـان بـه آن مـحـل رفـتـنـد و بـا بـيـل بـه كـنـدن آن مـحـل مـشغول شدند، مقدارى خاك زمينرا رد كردند، ناگهان سنگ بسيار عظيمى پيدا شد كه بيل و كلنگ در آن كارگر نبود.عـلى (عـليه السلام ) به همراهان فرمود:((اين سنگ روى آب قرار دارد، اگر از جايش كنار گذاشتهشود، آب را مى يابيد)).هـمـراهـان هـمـگـى سـعـى و كـوشش كردند تا آن سنگ را بردارند، ولى از حركت آن درماندهشـدنـد و كـارشـان دشـوار شـد. وقـتـى عـلى (عـليـه السـلام ) آنـان را در آن حـال ديـد كه همگىتلاش نمودند ولى خسته و كوفته به دشوارى افتادند، پا از ركاب اسـتـرش بيرون آورد و پياده شد ودستهايش را بالا زد و انگشتانش را زير يك سوى سنگ گـذارد و آن را حـركـت داد، سـپس آن را ازجا كند و به چند مترى آنجا پرتاب كرد ناگهان آب سـفـيـد و گوارايى در آنجا يافتند و به سوى آنسراسيمه شده و از آن نوشيدند كه بسيار خنك و گوارا و زلال بود كه در اين سفر گواراتر از آن آبنياشاميدند.عـلى (عـليه السلام ) به آنها فرمود:((بنوشيد و سيراب شويد و براى سفر خود نيز از اين آببرداريد))، آنها به اين دستور عمل كردند.سـپس على (عليه السلام ) با دست خود آن سنگ را برداشت و برجاى خود نهاد و دستور دادخاك بر روى آن سنگ ريختند و نشانه آن را پوشاندند.راهـب تـمـام ايـن جـريـان را (بـا سـابـقـه ذهـنـى كـه داشـت ) از اوّل تـا آخـر از بالاى عبادتگاه خودتماشا كرد، فرياد زد:((اى مردم ! مرا از عبادتگاه به زير آوريد)). همراهان على (عليه السلام ) او رابا دشوارى از بالاى آن به زير آوردند، او به حضور اميرمؤ منان على ( عليه السلام ) آمد و گفت :((اى آقا! آيا تو پيامبر مرسل هستى ؟)).فرمود:((نه )).گفت :((آيا تو فرشته مقرّب درگاه خدا هستى ؟)).فرمود:((نه )).گفت :((پس تو كيستى ؟)).فـرمـود:((من وصىّ محمّد بن عبداللّه ، خاتم پيامبران (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) هستم )). من امام متقین امیر المومنین کننده دره خیبر و بت شکن بر دوشت پیامبر خاتمم من فرزند محراب کعبه ام من همسر یگانه کوثر قرآنم من یگانه سلطان عالمم من سلطان غدیر خمم من ثاقی حوض کوثرم
راهـب عـرض كـرد:((دست خود را باز كن تا من در حضور تو به خداى بزرگ ايمان بياورم وقـبـولاسـلام كنم ))على ( عليه السلام )دستش راگشودوبه اوفرمود:((شَهادَتَيْن را به زبان آور)).راهـب گفت :((اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَاَشْهَدُاَنَّكَ وَصِىُّ رَسُولِاللّهِ، وَاَحَقُّ النّاسِ مِنْ بَعْدِهِ)).((گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا و بى همتا نيست و گواهى مى دهم كه محمّد(صلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) بـنـده و رسـول خـداسـت و گـواهـى مـى دهـم كـه تـو وصـىّرسول خدا و برترين و سزاوارترين (انسانها به خلافت ) بعد از او هستى )).سپس اميرمؤ منان على (عليه السلام ) پيمان عمل به دستورات اسلام را از او گرفت و بعد به اوفرمود:((پس از مدّت طولانى كه در دين خلاف اسلام بودى چه چيز باعث شد كه از آن دستكشيدى و به دين اسلام گرويدى ؟)).راهـب گـفـت :((اى امـيـرمـؤ مـنـان ! تـو را آگاه كنم : اين عبادتگاه در اين بيابان ، براى آن ساختهشده كه سكونت كننده در آن ، به بردارنده آن سنگ و برآورنده آب از زير آن دست يـابـد، قبل از منروزگار بسيار درازى گذشت و در اين روزگار آنان كه در اين عبادتگاه بـسـر مى بردند به اين سعادتنرسيدند، خداوند اين سعادت را نصيب من كرد، ما در يكى از كتابهاى خود يافته ايم و از علماىخود شنيده ايم كه در اين سرزمين چشمه اى وجود دارد كـه روى آن سـنـگ عـظيمى قرار دارد،جاى آن را جز پيامبر يا وصىّ پيامبر نمى شناسد و نـاگـزيـر ((ولىّ خـدا)) وجود دارد كه مردم را بهسوى حق دعوت مى كند، نشانه صدق او ايـن اسـت كـه ايـن مكان و سنگ را مى شناسد وقدرت بر كندن آن را دارد و من چون ديدم تو ايـن كار را انجام دادى دانستم كه انتظارم بسر آمده وآنچه در آرزويش بودم محقّق شده است و مـن امروز يك فرد مسلمان در حضور تو و ايمان آورنده بهحقّ تو هستم و فرمانروائيت را قبول دارم )).امـيـرمـؤ مـنـان على (عليه السلام ) وقتى كه اين مطلب را از آن عابد شنيد، قطرات اشك ازديـدگانش فروريخت ، سپس گفت :((حمد و سپاس خداوندى را كه من در حضورش فراموشنشده ام ، حمد و سپاس خداوندى را كه نام مرا در كتابهاى آسمانى خود ذكر كرده است )).سپس على (عليه السلام ) مردم را طلبيد و فرمود:((سخن اين برادر مسلمانتان را بشنويد)).آنـان گـفـتـار راهـب مـسـلمـان را شـنيدند و بسيار حمد و سپاس الهى را بجا آوردند كه نعمتمعرفت به حق اميرمؤ منان على (عليه السلام ) را به آنان عطا فرموده است .سپس به سوى جبهه صفّين براى جنگ با سپاه معاويه حركت كردند و آن راهب در حضور آنحـضـرت ، حـركـت كـرد و در جـنـگ شـركـت نـمـود و سـرانـجـام بـه فـوض عـظـيـم شـهـادت نـايـلگرديد. اميرمؤ منان على (عليه السلام ) شخصا نماز بر جنازه او خواند و او را به خاك سپرد و براىاو از درگاه خدا طلب آمرزش بسيار كرد و هرگاه به ياد راهب مى افتاد مى فرمود:((ذاك مولاى ؛ اودوست من بود)).* * *اين داستان نشانگر چند معجزه از على (عليه السلام ) است :1 ـ آگاهى على (عليه السلام ) به غيب .2 ـ قدرت غيرعادى آن حضرت كه او را نسبت به ديگران منحصر به فرد كرده بود.3 ـ مژده به آمدن اودر كتابهاى آسمانى پيشينيان و وجود آن بزرگوار مصداق سخن خداوند در قرآناست كه مى فرمايد:((... ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِى التَّوْريةِ وَمَثَلُهُمْ فِى الاِْنْجِيلِ ... ))((ايـن تـوصـيـف آنـان در كـتـاب تـورات و تـوصـيـف آنـان در كـتـاب انجيل است )).اشعار سيّدِ حِمْيَرى در باره داستان فوقاسـمـاعـيـل بـن مـحـمّد، سَيّدِ حمْيَرى شاعر حماسه سرا و بزرگ و مخلص و جانثار محمّد و آلمـحـمـد (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) داسـتـان راهـب (سـرگـذشـت قبل ) را در اشعار وقصيده ((بائيه مذهبه )) خود به شعر درآورده ، چنين مى گويد:ولقد سَرى فيما يسير بليلةٍبعد العشاء بكربلا فى موكبٍحتى اَتى متبتّلاً فى قائمالقى قواعده بقاء مجدبياءتيه ليس بحيث يلقى عامراًغيرالوحوش وغيراصلع اشيبفدنى فصاح به فاشرف ماثلاكالنّصرِ فوق شظية من مرقبهل قرب قائمك الذى بوئتهماء يصاب فقال ما من مشربالا بغاية فرسخين و من لنابالماء بين نقى وقى سببفثنى الاعنة نحو وعث فاجتلىملساء تلمع كاللجين المذهبقال اقلبوها انكم ان تقلبواترووا ولا تروون ان لم تقلبفاعصوا صبوا فى قلعها فتمنعتمنهم تمتع صعبة لم تركبحتى اذا اعيتهم اَهْوى لهاكفاً متى ترد المغالب تغلبفكانّها كرة بكف خزورعبل الذّراع دحى بها فى ملعبفسقاهم من تحتهم متسلسلاًعذباً يزيد على الاَلذّ الاعذبحتى اذا شربوا جميعاً ردّهاومضى فخلت مكانها لم يقرباعنى ابن فاطمة الوصىّ ومن يقلفى فضلِه وفِعالِهِ لم يكذبيعنى :1 ـ شبى على (عليه السلام ) در راهى پس از وقت عشاء (در مسير صفّين ) به كربلا گذر كرد.2 ـ تـا اينكه به مردى جدا شده از مردم كه در عبادتگاه بسر مى برد رسيد، عبادتگاه كه پايه هايشدر بيابان خشك و سوزانى قرار داشت .3 ـ بـه آن سـو حـركـت مـى كرد كه در آنجا آبادى و متاعى جز وحشى هاى بيابان و پيرى داراىسر بى مو نبود.4 ـ پـس نـزديـك آن عـبادتگاه رفت و آن پير را صدا كرد و آن پير، مانند پاسدارى كه در بالاى برجىنشسته باشد به پايين نگاه كرد.5 ـ عـلى (عـليـه السـلام ) بـه آن پـيـر فـرمـود: آيـا در نـزديـك محل سكونت تو آبى پيدا مى شود؟او در پاسخ گفت : آبى در اينجا نيست .6 ـ جـز در آن سوى دو فرسخى و كيست كه در ميان تپّه هاى ريگ و بيابان خشك ، براى ما آبىبيابد.7 ـ پس على (عليه السلام ) افسار مركبها را به سوى زمين سخت و سنگلاخى بازگرداند و درآنـجـا بـرق سنگ صاف و نرمى به چشم خورد، سنگى كه همانند نقره آميخته به طلا مىدرخشيد.8 ـ عـلى (عـليـه السـلام ) به همراهان فرمود: اين سنگ را برگردانيد كه در اين صورت سيراب مىشويد و گرنه تشنه مى مانيد.9 ـ پس همگان نيروى خود را براى از جا كندن آن سنگ به كار بردند ولى آن سنگ همچون شترتندخويى كه از سوار شدنش جلوگيرى مى كند، تن به اطاعت آنان نداد.10 ـ وقـتـى كـه (آن سـنگ ) آنان را خسته و درمانده كرد، على (عليه السلام ) دستش را بهسوى آن دراز كرد كه اگر به سوى جنگاورى دراز مى كرد، آن را مغلوب خود مى ساخت .11 ـ پس گويى آن سنگ بزرگ در دست على (عليه السلام ) همچون گويى در دست جوان قوىپنجه اى است كه آن را به اين سو و آن سو مى افكند.12 ـ و تـشـنـگـان را از آب زيـر آن سـنـگ سـيـراب كـرد از آبـى لذيـذ و خـوش گـوار كه گواراترين آبهابود.13 ـ پس از آنكه همگى از آب نوشيدند، على (عليه السلام ) آن سنگ را به جاى خود نهاد و رفـت(و جـاى آن سـنـگ پـوشيده شد) به طورى كه گويا هيچ كس به آنجا نزديك نشده است .14 ـ مـنـظـورم از ايـن شخص ، على (عليه السلام ) پسر فاطمه (بنت اسد) است كه وصىّ(پـيـامـبـر اسـلام (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) ) مـى بـاشـد، او كـه هـركـس در فضايل وويژگيهاى ممتاز او سخن بگويد، دروغ نگفته و گزافه گويى نكرده است .حديث ردّالشَّمسيكى از معجزات و براهين روشن الهى كه خداوند به خاطر اميرمؤ منان على (عليه السلام ) آن راآشـكـار نـمـود، حـادثـه ((ردّالشّمس )) (برگشتن خورشيد است ) كه روايات بسيار و سيرهنويسان و مورّخين آن را نقل كرده اند و شاعران آن را به شعر درآورده اند، و موضوع ((ردّالشـّمـس)) بـراى عـلى (عـليـه السـلام ) دوبـار اتـفـاق افـتاد، يكى در زمان زندگى رسـول خـدا (صـلّى اللّهعـليـه و آله و سـلّم ) و ديـگـرى پـس از وفـات رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) انجام شد.بازگشت خورشيد در زمان رسول خدا (ص )در مـورد بـازگـشت خورشيد در زمان رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) اسماءِ بنتعـُمـيـس و اُمـّسـَلَمـه هـمـسـر رسـول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و جابر ابن عبداللّهانـصـارى و ابـوسـعـيـد خـدرى و جـمـاعـتـى از اصـحـاب نقل كرده اند:((روزى رسـول خـدا (صـلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در خانه اش بود، حضرت على (عليه السلام )نيز در محضرش بود، در اين هنگام جبرئيل از جانب خداوند نزد پيامبر (صلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم) آمـد و بـا او بـه رازگويى پرداخت ، وقتى كه سنگينى وحى ، وجود پـيـامـبـر (صـلّى اللّه عـليه وآله و سلّم ) را فرا گرفت ، آن حضرت (كه مى بايست به جـايـى تـكـيـه كـند) زانوى على را بالشخود قرار داد و سرش را روى زانوى آن حضرت گذارد (اين موضوع از وقت نماز عصر تا غروب خورشيدادامه يافت ) و امير مؤ منان (عليه السـلام ) (چـون نـمـى تـوانست سر رسول خدا (صلّى اللّه عليهو آله و سلّم ) را به زمين بـگـذارد) نـمـاز عـصـر خـود را در هـمان حال نشسته خواند و ركوع وسجده هاى نماز را با اشاره انجام داد، وقتى كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ازحالت وحى بيرون آمـد و بـه حـال عـادى بـرگـشـت ، بـه على (عليه السلام ) فرمود:((آيا نماز عصراز تو فوت شد؟)).عـلى (عـليـه السلام ) عرض كرد:((به خاطر آن حالتى كه بر اثر وحى بر شما عارض شده بود،نتوانستم (سر تو را به زمين بگذارم ) تا برخيزم و نماز بخوانم )).پـيـامـبـر (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سلّم ) به على (عليه السلام ) فرمود:((از خدا بخواه خورشيد رابراى تو بازگرداند تا تو نماز عصر را ايستاده و در وقت خود بخوانى )).امـام عـلى (عـليـه السـلام ) ايـن مـوضوع را از خدا خواست (خداوند دعايش را مستجاب كرد) وخورشيد (كه غروب كرده بود) بازگشت و در همان فضاى آسمان كه هنگام عصر قرار مى گـيـرد،قـرار گرفت ، اميرمؤ منان على (عليه السلام ) نماز عصر خود را در وقتش خواند، سپس خورشيدغروب كرد.((اسـمـاء بنت عُمَيس )) مى گويد:((سوگند به خدا! هنگام غروب خورشيد، صدايى همچون صداىاَره (هنگام كشيدن ) روى چوب ، از آن شنيدم )).بازگشت خورشيد در زمان خلافت على (ع )بـعـد از رحـلت رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سلّم ) نيز خورشيد (يك بار ديگر) براى اميرمؤمنان على (عليه السلام ) بازگشت كه داستانش از اين قرار است :وقـتـى كـه امـيـرمـؤ مـنـان عـلى (عـليـه السـلام ) خـواسـت در سـرزمـيـن بـابـل (نـزديـك كوفه ) ازاين سوى رود آب فرات به آن سو بگذرد (و به سوى جبهه صـفـّيـن يـا نـهـروان حـركت كند) بسيارىاز همراهان آن حضرت به عبور دادن چارپايان و اثاثيه خود از رود فرات اشتغال داشتند. على (عليهالسلام ) با گروهى نماز عصر خود را بـه جـماعت خواند ولى هنوز همه يارانش از آب نگذشته بودندكه خورشيد غروب كرد، بـا تـوجـّه بـه ايـنـكـه نماز عصرِ بسيارى از آنان قضا شد و عموم آنان ازفضيلت نماز جـمـاعـت بـا عـلى (عـليـه السـلام ) مـحـروم گـشـتـند، وقتى به محضر على (عليهالسلام ) رسـيـدنـد، با او در اين باره سخن گفتند، آن حضرت وقتى گفتار آنان را شنيد، از درگاهخدا خواست تا خورشيد را برگرداند به اندازه اى كه همه يارانش نماز عصر را با جماعت و در وقـتعـصـر بـخـوانـنـد. خداوند دعاى اميرمؤ منان على (عليه السلام ) را به استجابت رسـانـد وخـورشـيـد بـه هـمـان نـقطه فضايى كه هنگام وقت عصر در آن قرار مى گرفت بـازگـشـت .مـسـلمـين ، نماز عصر را با آن حضرت به جماعت خواندند و پس از سلام نماز، خـورشـيـد غـروبكـرد و هنگام غروب ، صداى هولناك و بلندى از آن برخاست كه مردم از ترس وحشتزده شدند وذكر:((سُبْحانَ اللّهِ وَلا اِلهَ اِلاّ اللّهُ وَاسْتَغْفِرُاللّهِ وَالْحَمْدُللّهِِ)) را بـسـيـار به زبان آوردند و خداى بزرگرا به خاطر اين نعمت (ردّالشّمس ) كه بر ايشان آشـكـار نـمـود، حـمـد و سـپـاس گـفتند و خبر اينحادثه عجيب ، به همه جا از شهرها و نقاط دوردست رسيد و در ميان مردم شايع گرديد.اشعار سيّد حِمْيَرى پيرامون برگشتن خورشيدسـيـّد حِمْيَرى (شاعر آزاده و حماسه سراى تشيّع كه مختصرى از شرح حالش در پاورقى چندصفحه قبل گذشت ) در اين باره چنين سرود:رُدَّت عليه الشّمس لَمّا فاتهوقت الصلوة وقد دنت للمغربحتى تبلج نورها فى وقتهاللعصر ثم هوت هوى الكوكبوعليه قد رُدّت ببابل مرّةاُخرى ومارُدّت لِخلق معربالا ليوشع اوّله من بعدهولردّها تاءويل امر معجبيعنى :((خـورشـيـد بـراى عـلى (عـليـه السـلام ) هـنـگامى كه نماز عصر در وقتش از او قضا شد،بـازگـشـت بـا ايـنـكه نزديك بود غروب كند، به گونه اى كه در نقطه وقت عصر قرار گرفت و مىدرخشيد و بعد از نماز عصر، همچون ستاره اى كه در پنهانى فرو رود، فرو رفت .و بـار ديـگـر در سـرزمـيـن بـابـل (نـزديـك كـوفـه ) خورشيد براى على (عليه السلام ) بـازگـشـت وبراى هيچ كس از آنان كه بيان قاطع (براى اثبات نبوّت و امامت خود) دارند، خورشيد بازنگشت ،مگر براى يوشع (وصىّ موسى ) و بعد از او براى عـلى (عـليـه السـلام ) و ايـن بـازگـشـتخـورشيد، بيانگر موضوع عجيب و شگفتى است (و داراى معناى بلند است ))).نام كشته شدگان به دست على (ع ) در جنگ بدردانـشمندان و محدّثين شيعه و سنّى به اتفاق نظر، نام افرادى را كه در جنگ بدر به دست على(عليه السلام ) كشته شده اند ضبط و ثبت نموده اند كه به شرح زير است :1 ـ ((وليـد بـن عـتـبـه )) (چـنـانـكه قبلاً خاطرنشان شد) وى مردى دلاور، پرجراءت ، قوى دل وچابك بود و دلاوران شجاع ، از جنگ با او هراس داشتند.2 ـ ((عـاص بـن سـعيد بن عاص )) از قهرمانان قريش بود كه ديگران از نبرد با او وحشت داشتند.3 ـ ((طعيمة بن عدى بن نوفل )) كه سركرده گمراهان بود.4 ـ ((نـوفـل بـن خـُوَيـلد)) كـه از سرسخت ترين دشمنان پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سـلّم )بـود، قـريشيان او را در كارها مقدّم مى داشتند و احترام خاصّى به او مى نمودند، او هـمـانكـسى است كه قبل از هجرت در مكّه ، ابوبكر و طلحه را (به خاطر اينكه مسلمان شده بـودنـد) باطناب به همديگربست وآنان را يك روز تا شب شكنجه داد، تا اينكه بر اثر وسـاطـت بعضى ، آنان راآزاد نمود، وقتى كه پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او را در ميدان بدر ديد، شناخت ، از خداخواست به دست خودش نابودش كند، عرض كرد:((اَللّهُمَّ اكـْفـِنـِى نـُوفـِلَ بـْنِ خـُوَيـْلِدْ خـدايـا!مـرا درمـورد نوفل كفايت فرما)) على (عليه السلام ) به سوى او شتافت و او را كشت .5 ـ زمعة بن اسود.6 ـ عقيل بن اسود.7 ـ حرث بن زمعه .8 ـ نضر بن حارث عبدالدّار.9 ـ عُمير بن عثمان بن كعب بن تيم ، عموى طلحة بن عُبيداللّه .10 ـ عثمان بن عبيداللّه .11 ـ مالك بن عبيداللّه (اين دو نفر برادر طلحه بودند).12 ـ مسعود بن ابوامية بن مغيره .13 ـ قيس بن فاكة بن مُغيره .14 ـ حذيفة بن ابى حذيفة بن مغيره .15 ـ ابوقيس بن وليد بن مُغيره .16 ـ حنظلة بن ابى سفيان .17 ـ عمرو بن مخزوم .18 ـ ابوالمنذر، وليد بن ابى رفاعه .19 ـ منبّه بن حجّاج سهمى .20 ـ عاص بن منبّه .21 ـ علقمة بن كلده .22 ـ ابوالعاص بن قيس بن عدى .23 ـ معاوية بن مغيرة بن ابى العاص .24 ـ لوذان بن ربيعه .25 ـ عبداللّه بن منذر بن ابى رفاعه .26 ـ مسعود بن ابى اُميّة بن مغيره .27 ـ حاجب بن صائب بن عويمر.28 ـ اوس بن مغيرة بن لوذان .29 ـ زيد بن مليص .30 ـ عاصم بن ابى عوف .31 ـ معبد بن وهب ، هم سوگند قبيله عامر.32 ـ معاوية بن عامر بن عبدالقيس .33 ـ عبداللّه بن جميل بن زهير بن حارث بن اسد.34 ـ سائب بن مالك .35 ـ ابوالحكم بن اخنس .36 ـ هشام بن اُميّة بن مغيره .ايـنـان 36 نـفـرنـد كـه على (عليه السلام ) به تنهايى آنان را در جنگ بدر كشت ، غير از افـرادىكـه در مـورد قـاتـل آنـان اخـتلاف است كه آيا على (عليه السلام ) آنان را كشت يا ديـگـرى و غـيـر ازآنـانـى اسـت كـه عـلى (عـليـه السـلام ) در قتل آنان با ديگران شركت داشته است . و تعدادمقتولين دشمن به دست على (عليه السلام ) بـيـش از نـيـمـى از مقتولين آنان است (چرا كهكشته شدگان دشمن در جنگ بدر، هفتاد نفر بودند كه على (عليه السلام ) 36 نفر از آنان راكشت يعنى يك نفر بيش از نصف هفتاد نفر را).اى حذيفه ! دنيا از بين رفته يا مثل اينكه تو در اين دنيا نبودى . عرض كردم پدر و مادرم به قربانت باد! آيا علائمى هست كه دال بر وقوع چنين وضعى در دنيا باشد؟ فرمودند: آرى - اى حذيفه ! - مطالبى كه مى گويم به قلبت بسپار و با چشمت ببين و با انگشتانت شماره كن : _ وقتى كه امت من نماز را ضايع كنند. حضرت امير المونين در عبارتي مشابه مي فرمايند: مردم نماز را ترك مى كنند ونماز در ميان مردم مى ميرد (كنايه از اعراض مردم و بى تفاوت بودن در مقابل اين دستور حياتى است ). _ از شهوات پيروى كنند. _ امانت و امانتدارى كم شود. _ به واسطه خشكسالى ، آب قناتها و چاهها كم مى شود ( كما اينكه الان شده است ) _ امنيت از راههاى زمينى و هوايى برداشته شود ( اشاره به بمب افكن هاي زميني و هوايي ). نوائب الدهور، ص 291 البته در اين باب مي توان به اين حديث نبوي هم اشاره كرد كه آقاي عماد زاده در كتاب « زندگاني ولي عصر(ع)» از پيامبر آورده است كه حضرت فرمودند: در بيابان شما آتشي پيدا مي شود بي شعله و سرد ... اين آتش سرد، اموال و جان مردم را مي خورد و در تمام دنيا دور مي زند ... اين آتش درون چيزي است كه مانند مرغ پرواز مي كند. پرواز آن مانند گردش باد و ابر است ... اين بالاي سر مردم بين زمين و آسمان ... طيران خواهد كرد. غرش و ناله اين طياره مانند غرش و ناله رعد است. موعود امم ص115 و مردم همديگر را سب و لعن كنند. خانواده ها در دامن فساد سقوط كنند (مانند بى حجابى ، رقاصى ، قمار و غيره ). و اين موضوع تا آنجا پيش مي رود كه امام صادق (ع) مي فرمايند: در آخر الزمان سازها در كوچه ها و معابر مسلمانان زده مي شود و كسي قدرت نهي آن راندارد. مهدي موعود ص986 به نقل از غيبت شيخ طوسي مردم در زندگى گرفتار تجملات و مدپرستى شوند و سرانجام قناعت و ميانه روى متروك گردد( مي توانيد با يك نگاه به اطراف عين اين كلام را متوجه شويد) افراد جامعه نسبت به يكديگر بدبين شوند و سوءظن و عدم اعتماد بر جامعه سايه افكند. سالهاى دنيا پست و خوار شود.(يعني دنيا و زندگي در دنيا بي ارزش و خوار مي شود) در اين باب حديثي هست از امام صادق(ع) كه مي فرمايند: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه فرمودند: پيش از قيام قائم مردم دست به گريبان يك امتحان بزرگ خواهند بود. عرض كردم آن امتحان چيست ؟ حضرت آيه بالا را تلاوت فرمودند: ((هر آئينه امتحان مى كنيم شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كم شدن مال و ثروت و از بين رفتن جانها و ميوه ها، و مژده بده به صبر كنندگان (به اينكه مهدى ما قيام مى كند) )). بقره آيه 155. به نقل از ارشاد مفيد، ص 353. و اين ممكن است كه از خراب شدن درختان از شدت باران يا طوفان باشد چنانچه در حديثي است كه امام صادق(ع) فرمودند: پيش از ظهور قائم(ع) در آن سال باران فراواني ميبارد كه محصولات و خرماهاي مختلف نخلستانها از بين ميرود ولي شما از اين حادثه شكايت نكنيد. اعلام الوري، ص428؛ بشارةالاسلام، ص125؛ الارشاد، شيخ مفيد ج2، ص377. قيمتها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آورى بالا برود تا جايى كه زندگى را تبديل به جهنم سوزان كند). تمام برنامه ها را با كمال گستاخى و خودسرى بر مبناى هواى نفس (دلم مى خواهد) پياده كنند. در همين باب پيامبر(ص) مي فرمايند: زمانى بر امت من بيايد كه مردم داراى آراء مختلف خواهند شد و از هواها و خواهشهاى نفسانى پيروى مى كنند. (و خواسته ي خود را اهم از خواسته ي دين مي دانند) نوائب الدهور، ص 170. و يا به تعبير حديثي ديگر كه پيامبر(ص) مي فرمايند: مردم در آن زمان از شهوات پيروى مى كنند و به سوى هواها و هوسها مي روند، دينشان را به دنيا مي فروشند، و در آن زمان است كه دل افراد با ايمان در ناراحتي است ، براى منكرات بسيارى كه مى بينند و نمى توانند آن را تغيير دهند، آب مى شوند آنچنانكه نمك در آب حل مى گردد. ناسزا و فحش دادن به پدر و مادران را وسيله سرگرمى و مزاح قرار دهند. پيامبر(ص) در عبارتي ديگر مي فرمايند: زماني بر امت من فرا خواهد رسيد كه مردم عاق مادرانشان مي شوند( و از آن ابايي ندارند) و پدران را از خودشان دور كنند. كنز العمال ج6ص44 بى عصمتى و زنا در ميان مردم رواج پيدا كند (مراكز خودفروشى و زنا در دنيا با ابعاد گسترده اى كه دارد خود شاهد ماجراست). خشنودى و راضى بودن از زندگى و برنامه آن بسيار كم شود مردم خانه هاى خود را بيارايند و ديوارهاى آن را زينت دهند. قصرها و خانه ها بلند ساخته شود (مانند ساختمانهاى چندين طبقه اى كه آسايش و امنيت را از همسايه ها سلب مى كند.) باطل را به لباس حق جلوه دهند. زشتى دروغ از بين برود بحدى كه لباس راستى بر آن بپوشانند. و اين تا آنجا پيش مي رود كه حضرت امير المومنين در خطبه 107 نهج البلاغه مي فرمايند: پس در آن هنگام، باطل بر جاي خود استوار شود، و جهل و ناداني بر مرکبها سوار، و طاغوت زمان عظمت يافته، و دعوت کنندگان به حق اندک و بيمشتري خواهند شد، روزگار چونان درنده خطرناکي حملهورشده، و باطل پس از مدتها سکوت، نعره ميکشد، مردم در شکستن قوانين خدا دست در دست هم ميگذارند، و در جدا شدن از دين متحد ميگردند، و در دروغپردازي با هم دوست و در راستگويي دشمن يکديگرند و چون چنين روزگاري ميرسد، فرزند با پدر دشمني ورزد، و باران خنک کننده، گرمي و سوزش آورد، پست فطرتان همه جا را پر ميکنند، نيکان و بزرگواران کمياب ميشوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهيدستان طعمه آنان، و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستي از ميانشان رخت برميبندد، و دروغ فراوان ميشود، با زبان تظاهر به دوستي دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار ميکنند، و از پاکدامني به شگفت ميآيند، و اسلام را چون پوستيني واژگونه ميپوشند اگر كسى در كارش صحت عمل داشته باشد او را ضعيف بدانند. پستى و لئامت و سرزنش يكديگر را به حساب عقل بگذارند (صاحبش را عاقل بدانند) بيان را كورى بدانند (اگر به وسيله بيان ، حقايقى گفته شود كه به نظر آنها خوش نيايد بگويند اين شخص كور است و واقعيت دنيا را نمى بيند و يا به تعبيري « امل» مي نامند ). و خموشى را بى خردى بدانند. دانشمند اگر بخواهد از علم خويش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانى بدانند. تحقيق نكرده سخنان دور از حقيقت بگويند (مردم را متهم كنند و بدون دليل آبروى بندگان خدا را بريزند). آسياى مرگ بر سر جامعه بچرخد (جنگهاى خانمانسوز به راه بيندازند و افراد بيگناه را قتل عام كنند، مانند بمباران مناطق مسكونى و غير نظامى و..). البته در اين باب روايت شده است از امام صادق(ع) كه فرمودند: پيش از آمدن قائم دو مرگ مشاهده خواهد شد، مرگ قرمز( مرگ به واسطه ي جنگ) و مرگ سفيد(در روايات مرگ به واسطه ي بيماري طاعون- احتمالا بيماري ناشي از جنگ-) به طوريكه از هر هفت نفر 5 نفر بميرند.» كمالالدين، ص655، بحارالانوار ج52، ص182. مردم از نظر بينش و ديد قلبى كور شوند و حقايق را نبينند (مانند جناياتى كه از زمامداران خود مى بينند و در عين حال مى گويند خوب است ). محبت نسبت به يكديگر وصله رحم از دلهاى مردم برداشته شود. در اين باب باز از پيامبر روايت شده است كه فرمودند: لذا قطعوا الارحام و منوا بالطعام و اذا ذهبت رحمه الاكابر و قل حياء الاصاغر. الزام الناصب ص 181 و در حديثي ديگر است كه امير المومنين مي فرمايند: (اگر آنها صله رحم انجام دهند) آن را با منت انجام مي دهند. بحار الانوارج52 ص265 تجارت و بازرگانى زياد شود و مردم كارهاى باطل و ناچيز را نيكو بدانند. كارهاى بزرگ را آسان شمارند (نظير جنگ با دولتهاى بزرگ ). از پوشيدن پوستهاى حيوانات حرام گوشت (يا ذبح شرعى نشده ) باكى نداشته باشند. جامه هاى نرم و زيبا و نازك بپوشند (و بدن آنها از روى لباس پيدا باشد). در اين موضوع حديثي است زيبا كه اصبغ بن نباته مي گويد: شنيدم كه اميرالمؤمنينعليه السلام فرمودند: در آخر الزمان كه بدترين زمانهاست در موقعى كه روز قيامت نزديك شود زنانى ظاهر مىشوند بدون حجاب، در حالى كه زينتهاى آنها پيداست در انظار عمومى رفت و آمد مىكنند، آنها از دين خارج مىگردند (به احكام دينى پايبند نمىباشند) و به امور فتنهانگيز وارد مىشوند و به سوى شهوات و لذتجويىها روى مىآورند، حرامهاى خدا را حلال مىشمارند. اينگونه از زنان در جهنم خواهندماند.منتخبالاثرص426 رغبت به دنيا پيدا كنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند (اعمال بد مردم گواه اين مطلب است ). و اين امر تا آنجا پيش مي رود كه پيامبر مي فرمايند: زنان در آن زمان (به خاطر حرص و طمع به دنيا) با همسرانشان به تجارت مي پردازند. منتخب الاثرج3 ص30 رحم از دلهاى همه مردم برود (اعم از زمامدار، تاجر، كاسب ، زن ، شوهر و غير آنها). و شدت اين امر تا به آنجا به پيش مي انجامد كه پيامبر(ص) مي فرمايند: يكون هلاك الرجل علي يدي ابويه فان لم يكن له ابوان فعلي يدي زوجته و ولده فان لم يكن زوجه و ولد فعلي يدي قرابته و جيرانه منتخب الاثر ص 437 كشكول شيخ بهايي ص 508 و يا يحسد الرجل افاه و يسب اباه و يتعامل الشركاء و بالخيانه بشاره الاسالم ص 32 مرد به برادرش حسادت مي ورزند و به پدرش دشنام و ناسزا مي گويد و با شريكان از راه خيانت وارد مي شود. _ فساد جنبه عمومى پيدا كند (خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو). البته بايد عرض كنيم ظلم و فساد در آن زمان طبق حديث امير المونين(ع) نه تنها جنبه ي عمومي پيدا مي كند بلكه مايه ي فخر هم مي شود يعني انسان فاسد در ميان مردم عزيز است و اين فساد او مايه ي عزت اوست. بحار ج52 ص193 اموال بيت المال (وجوه شرعيه ) را مال شخصى خود بدانند يا حقوق شرعيه مال خود را ندهند و بگويند مال خودمان است . مسكرات را با تغيير نام حلال بدانند. در وقت دادن زكات مال خود خيانت كنند (كم بدهند يا جنس نامرغوب عرضه كنند). در اين باب حضرت علي(ع) مي فرمايند: زكات را براي خود زيان و غرامت مي دانند و عبادت را بار سنگيني بر دوش خود مي دانند. بحار الانوار ج52 ص265 ربا را به نام خريد و فروش و اجاره دادن محلى از مقروض بگيرند. و يا در عبارت ديگري است كه امير المومنين مي فرمايند: به نام هديه ، رشوه مي گيرند. مهجه البيضاءج 3ص343 و نيز پيامبر در حديثي ديگر در همين باب مي فرمايند: _ عمل شنيع لواط زياد مي شود و نيز در اين باب باز پيامبر(ص) مي فرمايند: اذا ركب الذكور الذكور و الاناث الاناث منتخب الاثر ص 435 هنگامي كه مردها با مردها ازدواج كنند و زنان با زنان ازدواج كنند. به نافرمانى از خداوند (گناه كردن ) مباهات كنند. و تا آنجا كه حضرت علي(ع) مي فرمايند: و يعير الرجل علي صون النساء الزام الناسب ص 183 از اسلام باقى نماند جز اسمى و از قرآن باقى نماند جز رسمى (قرآن در دلها كهنه شود و فقط اسم و رسمى از آن باقى بماند). قرآن بخوانند در حالى كه از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده هاى خداوندى و وعيدهاى آن عملا در ميان مردم خبرى نباشد و از خداوند نترسند و به ياد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بى خبر باشند. و در حديثي ديگر آمده مردم فقط به فكر زيبا خواندن آن ميروند نه به فكر عمل كردن به آن و اين زيبا خواندن تا آن حد است كه امير المومنين مي فرمايند: مردم آن زمان قرآن را با تغني( به غنا) مي خوانند. در اين حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهاشان از تقوا و ايمان تهى . حضرت علي (ع) در اين باب مي فرمايند: مردم آن زمان قرآنها را با چاپهاى زرين و جلدهاى زركوب در اختيار مردم قرار مى دهند (در صورتى كه از عمل كردن به احكام و قوانين قرآن در ميان آن مردم خبرى نيست.) و مساجد را از لحاظ ساختمان مزين مى سازند (در صورتى كه از محتواى آن يعنى تقوا خبرى نيست ) و مناره هاى مساجد را بسيار مرتفع مى سازند (كه از راه دور توجه بينندگان را جلب مى كند) اما از دورن - يعنى تقوا - خالى است . بحار الانوار ج52 ص193 و پيامبر هم در توصيف مردم آن زمان به سلمان فرمودند: اى سلمان ! در اين موقع اغنياى امت من صرفا به منظور گردش و تفريح به حج مى روند و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمايى و ريا حج مى روند، در اين هنگام است كه اقوامى قرآن را براى غير خدا مى آموزند و آن را نوعى مزمار و آلت موسيقى اتخاذ مى كنند، اقوامى ديگر به تعلم فقه اسلامى مى پردازند، اما براى غير خدا. در آن روزگار، زنازادگان ، زياد مى شوند، با قرآن آوازه خوانى مى كنند و بر سر دنيا، سر و دست مى شكنند. منتخب الاثر ج3ص30، تفسير قمي ج2ص307، تفسيرصافيج5ص24در ذيل تفسير سوره ي محمد آيه18. مردم خيّر و نيكوكار و مراكز خير از بين برود اما اهل شر و فساد بمانند. مردم به خداوند عالم در كارهايشان بى اعتنا باشند و اعمالشان از روى تحقيق نباشد. تنها محبوب مردم دينار و درهم باشد (ثروت دنيا از هر راهى كه بيايد، حلال يا حرام ، مانعى نداشته باشد و هيچ چيز را مثل آن دوست ندارند). و يا پيامبر(ص) در حديثي ديگر مي فرمايند: ياتي علي الناس زمان همهم بطونهم و شرفهم متاعهم ... منتخب الاثر ص438 پیامبر(ص)فرمودند: شما را اگاه نمایم سلمان گفت اری پیامبر فرمود ند ازنشانه های قیامتتضییع نماز پیروی از شهوات تمایل به هواپرستی گرامی داشتن ثروتمندان فروختن دین به دنیا ست دراین هنگام که قلب مومن دردرونش اب میشود نظیر نمک دراب ازاین همه زشتی ها که میبیند وتوانائی تغییر ان را نداردانچه مهم است وبا دنیای فعلی ما بیشتر همخوانی دارد این سخنان پیامبر عظیم الشان است:سوگند به کسی که جانم دردست اوست ای سلمان .زمانی زن با شوهرش در تجارت شریک میشودو هردو همه تلاش خویش را در بیرون خانه برای ثروت اندوزی بکار میبرند باران کم و صاحبان کرم خسیس و تهی دستان حقیر شمرده میشوند دران هنگام بازارها به یکدیگر نزدیک میگردند یکی گوید چیزی نفروختم و دیگری گوید سودی نبردم و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگارمیگشایند!! دران زمان چیزی از شرق و غرب می اورند و امت متابع میگردند وای دران روز بر ضعفای امت از انان . و وای برانها از عذاب الهی . نه برضعیف رحم میکنند و نه به کسی احترام میگذارند ونه گناهکاری را میبخشند بدنهایشان چون ادمیان است اما قلوبشان قلوب شیطان درانزمان مردان به مردان و زنان به زنان قناعت میکنند و برسرپسران و دختران در خانواده هایشان به رقابت برمی خیزند .مردان خودرا شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان میکنند وزنان برزین سوار میشوند برانان لعنت خدا باد دران هنگام پسران امت مرا به طلا تزیین میکنند و لباسهای ابریشمینحریر و دیباح میپوشنداغنیای من برای تفریح به حج میروند و طبقهمتوسط برای تجارت و فقرا برای رهائی و تظاهر!! اهل مصر حاکم خودرا میکشند و شام ویران میشود سه لشکر با پرچمهای مشخص در انجا بجان هم می افتند پرچمهای قیس و عرب به مصر درایند و پرچم کنده به حران میرود و لشکری از جانب عرب میاید و در خرابه های حیره منزل میکند پرچمهای سیاه از مشرق به طرف حیره میایند و شکافی در نهر فرات پدید می اید و اب ان کوچه های کوفه را فرا میگیرد شصت نفر دروغگو که همه مدعی پیغمبری هستند خواهند امد و قیام دوازده نفر از نسل ابوطالب که همه مدعی امامت دارند و سوزاندن مردی از بزرگان بنی عباس در بین جلولا و خانقین و بستن پلی در بغداد محله کرخ و بر خاستن باد سیاهی در اول روز در بغداد وهم زلزله ای در انجا می اید که بسیاری از مردم را در زمین فرو میبرد و ترسی براهل عراق و بغداد مستولی میشود و مرگهای سریع انها را از پا در می اورد و افت بجان و مال و محصول انها می افتد و ملخهای بموقع و بیموقع می اید و غله و کشت و زرع انها را میخورد و زراعت انها را تقلیل میدهد دو دسته از مردم عجم بجان هم افتاده خون بسیاری در میان انها ریخته میشود بردگان از فرمانبرداری اقایان خود سر باز زنند و ارباب خود را به قتل برسانند و بعضی از بدعت گزاران در دین از صورت ادمی بیرون می ایند و بصورت خوک و میمون میشوند و بردگان بر شهرهای بزرگ غلبه یابند و صدایی از اسمان می اید بطوریکه همه ساکنان زمین هر کس به زبان خود انرا میشنود و یک صورت و سینه در نور افتاب اشکار میگردد و مردگانی از قبر بیرون امده بدنیا برمیگردند و با مردم معاشرت نموده بملاقات همدیگر میروند انگاه این علائم با امدن ۲۴ باران ختم میشود سپس زمینهای مرده زنده و سرسبز شده برکات ان اشکار میشود و تمام بدبختیها از پیروان حق یعنی شیعیان مهدی ع برداشته میشود درانهنگام متوجه میشوند که او از مکه ظهور میکند و برای یاری او به مکه میروند چنانکه دراخبار امده است سپس شیخ مفید میگوید پاره ای ازاین وقایع حتمی است که باید واقع شود و پاره ای مشروط به شرایطی است خدا بهتر میداند چه خواهد شد !! سخن امام صادق (ع) درباره نشانه های ظهور: آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبتبه هیچكس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و این درگیرى بعد از كشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بین قبیله هاى حجاز مى شود. ( بحارالانوار )
سخن امام صادق(ع) درباره علائم ظهوربه یكی از یاران خود فرمودند: هر گاه دیدی :كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعتهایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن بوجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند! و همچنین هر گاه دیدی :كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفتهاند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمیشود، و بد كاران باز خواست نمیشوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا میكنند. هنگامی كه دیدی :افراد باایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمیپذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمیكند؛ و دیدی كه بچهها به بزرگان احترام نمیگذارند؛ و قطع رحم می شود. و وقتی دیدی: كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [یعنی به مانند آنان خود را زینت می كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند. و هنگامی كه دیدی: انسانها اموال خود را در غیراطاعت خدا مصرف میكنند و كسی مانع آنها نمیشود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب می كنند] و به خدا پناه میبرند. و دیدی :كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت میكند و از آن جلو گیری نشود؛ و دیدی كه : كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم مینشینند و از خداوند متعال نمیترسند؛ و كسی كه امر به معروف میكند خوار و ذلیل است. و همچنین هنگامی كه دیدی :آدم بدكار در چیزی مورد ستایش ست كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان میگویند، ولی عمل نمیكنند. و وقتی دیدی: خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده میشود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند. و دیدی :كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد. و آنگاه كه دیدی :مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛ و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی. و آن زمان كه دیدی :مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و دیدی كه مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. و هنگامی كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام میدهد و به شوهرش خرجی میدهد. و همچنین آنگاه كه دیدی :سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش میشود. و وقتی دیدی :كه مردم محترم توسط حاكمان قلدر خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما، خانواده عصمت(ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمیكنند. و آنگاه كه دیدی: مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام میكند. و وقتی دیدی :حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوی و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است. هنگامی كه دیدی :بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش میشود؛ و ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند. وقتی دیدی :حج و جهاد برای خدا نیست؛ و سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست میآید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست میكند. و هنگامی كه دیدی :مردم نماز را سبك شمارند؛ و انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و قبر مردهها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و مرد روز خود را با مستی به شب میرساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می كند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد. آنگاه كه :با حیوانات آمیزش شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) میرود و وقتی برمیگردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند]. هنگامی كه دیدی :حیوانات هم دیگر را بدرند؛ و دلهای مردم سخت، و دیدگانشان خشك، و یاد خدا برایشان گران است؛ و بر سر كسبهای حرام آشكارا رقابت میكنند؛ و دیدی كه نمازخوان برای خودنمایی نماز میخواند؛ و فقیه برای دین خدا فقه نمیآموزد، و طالب حرام ستایش و احترام میگردد؛ و مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش میشود، و طالب حرام ، ستایش و احترام میگردد. آنگاه كه :در مكه و مدینه كارهایی میكنند كه خدا دوست ندارد، و كسی از آن جلو گیری نمیكند، و هیچ كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمیشود؛ و آلات موسیقی و لهو و لعب در مدینه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر میدارند. هنگامی كه دیدی :مردم به همدیگر نگاه میكنند [یعنی چشم همچشمی می كنند، یا معیارشان بر خوب و بد اعمال خدا نیست] ، و از مردم بدكار پیروی نمایند؛ و راه نیك پیرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندوهگین نشود؛ و دیدی كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود؛ و مردم جز از سرمایه داران پیروی نكنند؛ و به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیرخدا ترحم می كنند. وقتی كه دیدی: علائم آسمانی آشكار شود، و كسی از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی انجام می دهند و كسی از ترس مردم از آن جلو گیری نمیكند؛ و انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد. و آنگاه كه دیدی :عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند. هنگامی كه دیدی :زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود، و دیدی پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرین كند و از مرگشان شاد شود؛ و دیدی كه اگر روزی بر مردی بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگی مانند بدكاری ، كم فروشی، و زشتی انجام نداده ناراحت است. و وقتی دیدی: قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتكار می كنند؛ و اموال خمس در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شراب خواری شود، و به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز كنند؛ و دیدی كه مردم در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی تفاوت و یكسانند؛ و دیدی كه سر و صدای منافقان برپا، اما صدای حق طلبان خاموش است؛ و دیدی كه برای اذان و نماز مزد میگیرند؛ و مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند. هنگامی كه دیدی :خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند؛ و قاضیان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند؛ و فرمانروایان میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی خبر قرار دهند؛ و دیدی كه بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن میگویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند. و بالاخره هنگامی كه دیدی :صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و دیدی وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنیا به آنها روی كرده است؛ و دیدی نشانههای برجسته حق ویران شده است؛ [این آخرالزمان است] در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندك در متن) این بود روایت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشهای از مفاسد جهان در آستانه قیام وانقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) فرا گیر خواهد شد.
امام علی(علیه السلام) می فرماید: حدیثی در رابطه با تهران نقل کرده مفصل بن عمر از حضرت صادق (ع) که فرمود: ای مفصل ، آیا می دانی کجا واقع می شود دارالزورا؟ عرض کردم ، خدا و حجت خدا بهتر می داند ، فرمود: ای مفصل، بدان که در حوالی منطقه ری کوهی است سیاه که بنا می شود در ذیل آن کوه ، شهری بنام طهران که دارای قصرهای است مانند قصرهای بهشت و زن های آن شهر مانند حور العین می باشند، بدان ای مفصل آن زنها ملبس به لباس کفار و مزین بزینت جبارین می شوند و سوار زین می شوند و تمکین از شوهر نکنند و وفا نکند کسب شوهران بر مخارج آنها تا منجر بطلاق گردد و اکتفا می کنند مردها به مردها و شبیه می شوند مردها بزنها و زنها بمردها ، پس اگر خواستی دینت را حفظ بنمائی ، در آن شهر سکنی مکن زیرا محل فتنه است(1) 1- از کتاب سفینه انجاۀ و کتاب علائم الظهور آقای ناظم الاسلام کرمانی در کتاب منتخب التواری بعدازاینکه خداونداجازه ظهوربه ایشان دادند،درچهره ی جوانی موفق ظاهرواردبیت الله الحرام می شوند،آنگاه دربین رکن ومقام می ایستدوفریادبرمی آورد:ای گروه نقباء وای یاوران مخصوص من،وای کسانی که خداوندقبل ازظهورم شمارابرای یاری من ذخیره کرده است،بامیل ورغبت به سوی من آیید. صدای امام(ع)به آنهادرشرق وغرب عالم می رسددرحالی که بعضی ازآنهادرمحراب عبادتندوعده ای دربسترآرمیده اندهمین که این صدارامی شنوندهمه دریک چشم بهم زدن بطرف امام روی اورده وخودرابه حضورامام (ع)می رسانند.که تعدادآنهاسیصدوسیزده نفربه تعدادلشکریان رسول خدا(ص)درجنگ بدرهستند. درآن هنگام خداوندتبارک و تعالی به نوردستورمی دهدتابه سورت عمودی اززمین تاآسمان درخشندگی کند،هرمومنی که روی زمین زندگی می کندازآن بهره مندمی گرددواین نوردرداخل خانه اش به اوروشنایی می بخشد. مفضل ازامام صادق(ع)روایت می کندآن هفتادودونفرکه باامام حسین(ع)به شهادت رسیدندباامام حسین(ع)ظهورمی کنندبه همراه ۱۲هزارنفرازشیعیان امیرالمومنین علی (ع)وامام حسین (ع)عمامه سیاه رنگی برسرخواهدگذاشت.مفضل گوید:پرسیدم ای سرورمن آیاقائم(ع)بیعت کسانی راکه قبل ازظهوروقیام اوبادیگران نموده اندتغییرمی دهد؟امام فرمود:هربیعتی قبل ازظهورقائم(ع)بیعت کفرونفاق ونیرنگ است خداوندبیعت کننده وکسی راکه برایش بیعت شده هردورالعنت می کند{بیعت کردن باکسی،عهدوپیمان بستن بااواست،که بیعت کننده تمام توان خودرادرخدمت به اوبه کارگیردودرراه یاری اوازبذل جان ومال خودهیچ گونه دریغ نورزد}ای مفضل وقتی قائم(ع)تکیه به بیت الله الحرام دهددست مبارک خودرادرازکند،نورسفیدوروشنی ازآن خارج شودکه مردم می بینند.اول کسی که دست آنحضرت رامی بوسدوبااوبیعت می کندجبرئیل است،بعدازاوفرشتگان وسپس نجباء جن وآنگاه نقباء بیعت می کنند. وقتی خورشیدطلوع کردوهمه جاروشن شدفریادکننده ای ازآسمان وازبلندای آفتاب به زبان عربی فصیح بانگ برآوردکه صدای اوراهمه ی اهل آسمان وزمین می شنوندومیگوید:ای اهل عالم،این مهدی آل محمد(ص)است وبعدازآنکه نام وکنیه ونسب اورابطورکامل بیان کردمی گوید:اکنون ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدومخالفت بادستورات اونکنیدکه گمراه می گردید.وهیچ دارنده گوشی باقی نماندجزاینکه آن صدارابشنودوهریک به دیگری آن رابازگوکند. نزدیک غروب فریادزننده ای ازمغرب بانگ برآورد:ای مردم پروردگارشمادربیابان خشکی ازسرزمین فلسطین ظهورکرده واوعثمان بن عنبسه ازاولادیزیدبن معاویه است ازاوپیروی کنیدتاهدایت شویدوبااومخالفت نکنیدکه گمراه می گردید.فرشتگان وپریان ونقباءگفتاراوراردمی کنندواوراتکذیب می کنندولی اهل شک وتردیدونفاق وکافران باشنیدن این صدادچارگمراهی می شوند. آنگاه دابه ت الارض (طبق روایات حضرت علی(ع)است)بین رکن ومقام ظاهرمی شودوبرچهره مردم باایمان علامت مومن وبرچهره کافران علامت کفرمی زند،سپس امام صادق(ع)قصه خروج لشگرسفیانی وفرورفتن آنهادرزمین بیداءرابیان می کند. مفضل عرض کرد:ای سرورمن مهدی(ع)کجامی رود؟ امام فرمود:به مدینه جدش رسول خدا(ص)وماموریت عجیبی اجراخواهدکردکه باعث خشنودی مومنان ورسوایی کافران میشود................... اتفاقات بعدازظهورامام زمان(ع) هنگامی که حضرت مهدی(ارواحنافداه)قیام کنددراطراف زمین درهرطرف شخصی راروانه می سازدوبه اومی فرماید:دستورکارتودرکف دستت می باشد،هرزمان دچارمشکلی شدی وقضیه ای برایت رخ دادکه آن رانفهمیدی به کف دست خودنگاه کن وبه آنچه درآن می بینی عمل کن. ولشکری به سوی قسطنطنیه (استانبول)می فرستند،آنهاهنگامی که کنارخلیج میرسندبرقدمهای خودچیزی می نویسندوبرروی آب راه میروند،رومیان(اروپائیان)که راه رفتن آنهارابرروی آب مشاهده کنندباخودگویند:اینهااصحاب اوهستندوچنین قدرتی دارند،پس خوداوچگونه خواهدبود،دراین هنگام دروازه شهررابه روی آنهامی گشایندوآنهاباپیروزی واردمی شوندوآنگونه که می خواهنددرباره آنهافرمان میدهند. امام صادق(ع)فرمودند:هنگامی که قائم ماقیام کندزمین به نورپروردگارش روشن گرددومردم ازنورخورشیدبی نیازشوندوشب وروزیکسان وتاریکی ازبین برود،چه بساشخصی درزمان آنحضرت هزارسال عمرکندوهرسال پسری برایش متولدشودوجامه ای بپوشدکه باطولانی شدن قداوبلندشودوبه هررنگی که بخواهددرمی آید. امام رضا(ع)فرمودند:هماناقائم (ع)کسی است که درهنگام ظهوردرسنین پیری است ولی به شکل جوانان ظاهرمی گردد.اوازنظرجسمانی بقدری قوی است که اگربه بزرگترین درختی که برروی زمین است دست خودرادرازکندآنراازریشه می کندواگرمیان کوههافریادی برآوردسنگ هاازهم می پاشندوفرومی ریزند. اوبه همراه خودعصای موسی وخاتم سلیمان دارد،چهارمین فرزندمن است! امام صادق(ع)فرمودند:وقتی مهدی(ع)قیام نمایدمسجدالحرام راخراب نموده وازنومانندساخت نخستش می سازدومقام ابراهیم(ع)رابه موضع اصلی آن برمی گرداند،ودست فرزندان شیبه را-که خودرامتولی حرم میدانند-قطع نموده وازدرب کعبه آویزان می کنند وبرآن می نویسد:اینان دزدان کعبه بودند. یاران قائم ۳۱۳تن ازفرزندان عجم هستند.آنان بانام ونام پدرونژادوخصوصیاتشان شناخته می شوند. در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: «پیش از ظهور امام زمان(عج) پنج نشانه حتمی است: قیام یمانی، فتنه سفیانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زكیه و شكافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان»(كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ص650)همچنین امام صادق فرموده است: «وقوع ندای آسمانی از امور حتمی است؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمی است و كف دستی كه از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافه فرمودند: «و نیز وحشتی در ماه رمضان است كه خفته را بیدار كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون میآورد.» (غیبت نعمانی، با ترجمه غفاری، باب14، ص365) امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) روایت نموده كه فرمودند: «ده چیز است كه پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست : فتنه سفیانی و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیرة العرب، و آتشی كه از مركز عدن شعله میكشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت میكند»(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص209 و غیبت شیخ طوسی، ص 267) امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهای سیاهی كه از خراسان بیرون آمده است، فرود میآید و وقتی مهدی(ع) ظاهر شد، برای بیعت گرفتن به سوی آن میفرستد.» (غیبت شیخ طوسی، ص274) برای اطلاع كامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصیه می كنیم به كتاب "نوائب الدهور فی علائم الظهور" نوشته مرحوم میرجهانی كه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنین كتاب عصر ظهور نوشته علی كورانی مراجعه كنید. شیخ مقدس اردبیلی در حدیقة الشیعه و همچنین علامه حلی درکتاب کشف الیقین از ابوسعید خدری بزرگان دیگر در کتب مختلف نقل کرده اند:روزی پیامبر اکرم(ص) در ابطح که زمین ریگزاری است نشسته بودند و نزد آن حضرت عده ای ازاصحاب حضورداشتند٬رسول خدا برای آنها حدیث می فرمود که ناگهان نظر مبارکش به گردبادی افتاد و غبار زیادی برانگیخته بود و نزدیک می شد تا مقابل پیامبر قرار گرفت٬ شخصی درمیان آن بود به رسول خدا سلام کرد و عرض کرد:
ای رسول خدا! من فرستاده ی طایفه ای ازجن هستم که به شما پناه آورده ایم٬ زیرا عده ای از آنهابه ما ستم کرده اند و از حد خود تجاوز نمودند٬ یک نماینده ازطرف شما بفرستید تا بین ما و آنها به حکم خدا و قرآن قضاوت نماید٬من عهد و پیمان محکم باشما می بندم که او را فردا سالم برگردانم مگرحادثه ای ازطرف خداوند پیش آید. پیامبر فرمود:نام توچیست؟ عرض کرد: من عرفطه بن شمراخ ازطایفه بنی کاخ هستم که آنها جنیان مومن اند٬قبلا به همراه عده ای از بستگانم استراق سمع می کردیم٬(یعنی پنهانی مطالب را گوش می کردیم) تااینکه ما را از این کار منع کردند و شما به پیامبری برگزیده شدید و مابه رسالت شما ایمان آوردیم ولی عده ای با ما مخالفت کردند و بر همان روش سابق خود پا فشاری نمودند، لذابین ما و آنها اختلاف افتاد وچون از نظر جمعییت و نیرو بر ما برتری دارند بر آب وهمه ی چراگاهها چیره گشته اند و در اختیارخودگرفته اند٬اکنون از شما تقاضا دارم که یک نفر را بفرستید بین ما و آنها به حق داوری کند. پیامبرفرمود: نقاب ازچهره ات کناربزن تاهمه ی ما تو را به آن شکلی که داری ببینیم. همینکه صورت خود را گشود به اونگاه کردیم دیدیم پیرمردی است باموهای بسیار زیاد٬سری بلند و طولانی ودوچشم او در طول سرش قرار گرفته٬حدقه چشمانش کوچک ودندانهایی که دردهان دارد همانند دندان درندگان است٬آنگاه رسول خدا از اوعهد و پیمان گرفت که کسی راکه همراه اومی کند برگرداند وبعد رو به ابوبکر کرد و فرمود: به همراه این برادرما عرفطه برو وطایفه او راببین و در کار آنها تامل کن وآنگاه بین ایشان قضاوت کن. عرض کرد: ای رسول خدا آنها کجا هستند؟ حضرت فرمود که یا علی: تو همراه عرفطه برو وقوم اورا ببین وبعد از بررسی و اندیشه بین آنها داوری کن. علی(ع) فورا برخاست٬شمشیر خود راحمایل کرد و با عرفطه به راه افتاد٬ابوسعیدخدری و سلمان فارسی هم به دنبال آنها به راه افتادند و گفتند:ما به همراه آنها رفتیم تا به دره ای رسیدیم٬وسط آن دره علی(ع) به مانگاه کرد و فرمود:خداوند به شما جزای خیر دهد٬ازاینجابرگردید. ما همانجا ایستادیم و نگاه کردیم٬ دیدیم زمین شکافته گردید و آنها داخل شدند٬ سپس زمین به شکل اول خودبازگشت٬ما با حسرت و تاسف زیادی که به حال علی(ع) می خوردیم برگشتیم. فردا صبح رسول خدا نماز رابا مردم خواندند و بر صفا نشستند٬ اصحاب هم گرد وجود شریف جمع بودند روز بالا آمد و چند ساعتی از روز گذشت٬ چشمان همه انتظار برگشتن علی(ع) داشت٬او تاخیرکرده بود٬عده ای ازمنافقین باهم می گفتند:عرفطه جنی بر پیامبر نیرنگ زد و مارا از وجود ابوتراب(علی) راحت کرد. دیگر پیامبر به پسرعمویش برما افتخارنمی کند و….. وقت نماز ظهرشد پیامبر نماز راخواندند دوباره به جای خودبرگشتند وبا اصحاب گفتگو می کردند و همچنین نماز عصر را نیزخواندند همه دچارنا امیدی شده بودند. منافقین شماتت وسرزنش خودرا اظهار می کردند و یقین کردندکه علی(ع) هلاک شده است. درهمین اثنا ناگهان زمین شکافته شد وجمال دل آرای علی(ع)ظاهرگشت درحالی که ازشمشیری که دردست داشت خون می چکید و عرفطه به همراه او آمده بود. پیامبر(ص) بادیدن علی(ع) برخاست٬ و او رادربرگرفت وپیشانیش رابوسیدوفرمود:چه شد که تا این زمان تاخیر کردی و دیر آمدی؟ عرض کرد: با خلق بسیاری رو به رو شدم که برعرفطه و یارانش ظلم کرده وآنهارا ازحق خود محروم نموده بودند٬ آن گروه رابه سه چیزدعوت کردم و آنها قبول نکردند. گفتم:ایمان به خداوند و رسالت پیامبر آورید٬ قبول نکردند. عرفطه عرض کرد:ای رسول خدا! خداوندبه شما و علی(ع) جزای خیر دهد و سپس با خوشحالی برگشت.و این روز مصادف بانورزو فارسی بود
منبع:کتاب جن وروح ازنظرعلم ودین .نویسنده:محمدحسین پورمحمد
برای خواندن انواع جن وهمه چیزدرباره جن روی ادامه مطلب پایین کلیک کنید! به ابجدمنافقان قرآن673- 132اسلام =541 عمر ابوبکر541فتنه ها541دشمنه اسلامی541اهله شر541 آفت کلی541قاتلی541 پیامبرفرمود بعد ازمن فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها541ابجدظالم 971ظالم971-430 مقصر=541عمرابوبکر541مجرمین بدین اسلام541 کافرپلید دین اسلام 541عمرابوبکر به به ریاضی قرآن علم ابجد برائت 673 -132 اسلام = 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 با درد سر دینها 541دشمنه اسلامی 541عمر ابوبکر 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 مرگ کافر 541قاتلی541 عمر ابوبکر 541به ریاضی قرآن علم ابجد برائت 673 -132 اسلام = 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541عمر ابوبکر 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 مرگ کافر 541قاتلی541 آفت کلی541 عمر ابوبکر541 به ابجد خبیس اهل دین 772-541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر خبیسا 673 - 132 اسلام =541 عمر ابوبکر 541ظالم 971-430 مقصر = 541 مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر - 971 ظالم به دست می آید ظالم 971+231 ابوبکر = 1202 سه خلیفه وهابی 1202 اینم آیه قران هم به ابجد کبیر وهم به ابجد صغیر الله اکبر 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد تشریف بیاورید وبلاگم و هزاران معادله ریاضی قرآن را بخوانید و اقعا" لذت ببرید قدرت خداوند را مشاهده کنید هزار ما شاء الله دارد حجامت 452+ 320 سرطان = 772-541 فتنه ها = 231 نفاق عصیان 231 ابوبکر 231 سرطان اسلامی 462 -231 ابوبکر =231 ابوبکر231 به ابجد خبیس اهل دین 772-541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر 231 ستمکاران 673 -132 اسلام =541 فتنه ها 541عمر ابوبکر541 دشمنه اسلامی541 فتنه ها 541 آفت کلی 541 قاتلی 541 مرگ کافر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 خیلی از آدمهای فاسد نماز می خوانند و بیت المال را به نفع خود و برای خود حق دیگران را بنفع خود مصادره می کنند اینها دشمنان حق اسلام می باشند هر انقلابی پایش را از عدالت فراتر بگذارد منافقان توطعه خواهند کرد و سران فتنه به وجود خواهد آمد عدالت یعنی آسیاب نوبت به نوبت حق دیگران را ضایع نکن ناحق نباش جای دیگران را اشغال نکن بس کن بسه دیگه میخای برای کی دفعه چهارم یا نهم بسه دیگه از امام زمانت خجالت بکش حق دیگران است حق تو نیست خیلی آدما از تو با ایمان تر دانا تر باشعور تر هستند که تو همشونو با پارتی بازی دور زدی و حقشان را ضایه کردی روز قیامت باید جوابشونو بدهی و در جهنم بسوزی و جور آنها را هم باید بکشی زیاده طلب نباش مرد باش حق باش ناحق نباش پشوای مذهب حنفی ابوحنیفه فرمود هیچ کس با علی به مبارزه برنخاست مگرآنکه علی از آن برتر بود واگر علی به مقابله ومبارزه با آنها نمی پرداخت هیچکس نمی دانست سیره بین مسلمین و تکلیف شرعی با این گروهها از چه قرار است. کسانی که مقام شامخ علی را درک نکردند کسانی بودند که با علی جنگیدند و از زمره شجره ملعونه منافقان کور دل قرار گرفتند (مناقب ابو حنیفه٬خطیب خوارزمی ج2 ص83 سوار شدن به الاغ بعضی ها آنقدر با شدت میپرند که از آن طرف با کله به گل فرو میروند باز غیرت پیشوای شافعی شنیده بودیم پسر عمو ها دشمن خونی همند ولی ندیده بودیم فدایی یکدیگرند به فرموده پیشوای شافعی سگش شرف دارد به تمام شافعی های دنیا شافعی ها باید از پیشوای خود خجالت بکشند علی دوستی را از پیشوای خود بیاموزند شرم کنند بدروغ می گویند شافعی هستند مذهب شافعی درست ولی پیروان شافعی رهبرشان یک شیعه بتمام عیار است (پیشوای مذهب شافعی)فرمود اگرعلی مرتضی خود را آنطور که بود نشان می داد٬مردم جهان همه در برابرش سرسجده برزمین میگذاشتند٬ شافعی می میرد ولی نمی داند که خدای او الله است یا٬علی شافعی خیلی از ما شیعه تر بوده ولی کفر گفته خواسته پیروان آخر الزمانش را شرمنده الله و شیعیان کند اگر شافعی از من شیعه علی را بیشتر دوست داشته خود را فدایی علی میداند ولی من اصلا" کفر نمی گویم و علی را بنده عالی مرتبه الله دانسته و مثل رسول خدا دوستش میدارم شافعی را هم دوست میدارم عجب جراتی داشته و کفر گفته یا مثل پیروان آخرالزمانش یک دیوانه به تمام عیار بوده است
1-غررالحکم، ج3، ص428، ح4990 قطعا" اگر خداوند به امام زمان اجازه بفرماید و پیشوای شافعی را زنده کند یا حضرت عیسی (ع) ایشان را زنده کند گردن تمام شافعی ها را خواهد شکست که دشمن علی و فرزندانش میباشند یهودی هابفکر توطعه علیه اسلام و میسحیت هستند به دروغ اعلام کرده اند کسی که در آخر الزمان خود را مسیح معرفی میکند و مرده هم زنده میکند او مسیح نیست با او بجنگید و الله مسیح با منجی عالم مهدی ظهور خواهد کرد و یهودیان نامردان روزگارند در فکر تفرقه در دین مسیح میباشند که حضرت عیسی را بنام دجال معرفی خواهند کرد در حالی که دجال خود قوم یهودی میباشندمسیحیان گول یهودیان را نخورند انها انسانهای نامردو دروغ گویی میباشند که در طول تاریخ بفکر توطعه و نفاق بوده اند پیامبر اسلام فرمود به هر گروهی اعتماد کردی به یهودی اعتماد نکن آنها دروغ گو و سست پیمانند علی مرتضی یک پدیده شگفت انگیز در عالم خلقت آفریدگاری بود و باقی خواهد ماند آن بزرگوار مانند در گرانبهایی می درخشد و آنقدر درخشش نورش زیاد و نورانی است که با هیچ نوری در دنیا نمی توانیم مقایسه کنیم سایه پیغمبر ندارد هیچ میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است گفتم که روم سایه لطفش بنشینم گفتا که علی نور بوود سایه ندارد ای وای بر من از فرقه های باطل و من درآوردی که نامشان یک بار در قرآن نیامده و کفر هم می گویند هر کسی الله را با مخلوقش یکی کند از دین خارج است مگر توبه کند امام علی فرمود دوکس به دوزخ میروند غلوو کنندگان و دشمنان علی لا اقل دشمن علی نباشید شافعی باشید بهتر است شاید امام علی شفاعتتان کرد و خداوند بخاطر علی شما را بخشید هرگز باورم نمیشد پیشوای مذهب شافعی اینقدر عاشق علی باشد خدا او را ببخشد دوستی زیاد هم برای پیروانش خود حکایتیست سلام بر محمد صبح شما بخیر لعنت خداوند بر کسی که به یگانه عالم الله شرک بورزدخجالت نکش این گفته ارباب دیوانه خود شماست لطفا بعد از شهاد تین شیعه شو و دیگه زیر آبی معنی و مفهومی ندارد و کنایه زدن به اهل حق قرآن یاران قائم آل محمد {عج} را رها کن تا بیش از این خجالت نکشی نظرات شما عزیزان: الله 18 سلطان 18 جانشین 18 مکتب18 جانشین 18 بدین 18 الله 18+64 دین = 82 امام 82 مهدی 82 جانشین حضر ت محمد ابن عبدالله 110 علی 110 جانشین اصلی آخرین پیامبر الهی 110 خلیفه اول امام واقعی امشب شب قدرمی باشد23مهدی23رهبر23 طبیب23 الگوی 23جهان اسلام 23جانشینه 23 اصلی23ناب الله23 آئین23ملائک سنگ کیسه صفرا اگه می خوای نمیری نخور نمکو روغنو شیرینی قی کردن بهترین دوای جسم میباشد قی کردن از تجمع سنگ در کیسه صفراء جلو گیری می کند وقتی کیسه صفرا پر ش به ابجد53 صلوات برمحمد53 احمد 53 علی26+27 فاطمه = 53 آل طاها آل یاسین53امام جانشین پیامبر53 شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319راه الهی الله 319 شهید 319 فلسفه دین 3319 سردار سلیمانی آیا وقت آن نرسیده تا جنایتکاران را سر جایشان بنشانیم نام تو اسم اعظم پروردگار است منتخب رسول ابن عم نبی عم یتساءلون عن نباء العظیم الذی هم فیه مختلفون ثم دین الله اصل اسلام 59 مهدی 59 دین واقعی اسلام 59 دین الله شیعه59 شیعه اصل اسلامه59دین واقعی اسلام59 چرا هفت حرف در سوره ی حــمــد نیست؟ «ث ، ج ، خ ،ز ، ش ، ظ ،ف» ظالم عالم مقصر عالم کیست بدبخت عالم کیست مذهب عالم کیست 740اندیشه شیطان740مقصرعمر740 مذهب الله محمد53فاطمه علی53سعادتمند ترین 53اهل بیت پیامبر53احمددین نمونه الله 53 53دین کامل الله 53 چرا هفت حرف در سوره ی حــمــد نیست؟«ث ،ج ،خ ،ز،ش،ظ،ف» قدرت علمی امام مهدی میتواند عرش رابه لرزه درآو رهبر آسمانی الله 59مهدی 59آخرین امام دین اسلام59 دین الله 34+25 اصل اسلام=59 مهدی59دین واقعی اسلام59 دین۶۴ الله محمدعلی۶۴جانشین محمدعلی۶۴دین۶۴الله محمدعلی۶۴تنها برگزیده دین۶۴نماینده غدیری۶۴ اصحاب یمین بیماری های سگ مهمترین بیماری سگ میرینه تو خونه بوگندشم میمونه فرمانده دلاور دین اسلامی 110 علی 110 دین الهی 110ریاضی در قرآن فضائل امام علی از نظر دشمنان امام علی کشته شدگان بت پرست که به دست با کفایت مولاء علی در جنگها بدر احد خندق تبوک و فتح مکه کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست |
تير 1400 4
خرداد 1400 3 ارديبهشت 1400 2 فروردين 1400 1 اسفند 1399 12 بهمن 1399 11 دی 1399 10 آذر 1399 9 آبان 1399 8 مهر 1399 7 شهريور 1399 6 مرداد 1399 5 تير 1399 4 خرداد 1399 3 فروردين 1399 1 خرداد 1396 3 ارديبهشت 1396 2 فروردين 1396 1 اسفند 1395 12 بهمن 1395 11 آبان 1395 8 مهر 1395 7 شهريور 1395 6 مرداد 1395 5 تير 1395 4 خرداد 1395 3 ارديبهشت 1395 2 فروردين 1395 1 اسفند 1394 12 بهمن 1394 11 دی 1394 10 آذر 1394 9 آبان 1394 8 مهر 1394 7 شهريور 1394 6 مرداد 1394 5 تير 1394 4 خرداد 1394 3 ارديبهشت 1394 2 اسفند 1393 12 بهمن 1393 11 دی 1393 10 آذر 1393 9 آبان 1393 8 مهر 1393 7 شهريور 1393 6 مرداد 1393 5 تير 1393 4 خرداد 1393 3 ارديبهشت 1393 2 فروردين 1393 1 اسفند 1392 12 بهمن 1392 11 |